از فضای سرد بیرون به سالن گرم پا گذاشتم و در صندلی ام جا گرفتم. سالن که تاریک شد، روی پرده با نمایش اسم محمدرضا فروتن خیلی ها دست زدند، بعد از نام مهتاب کرامتی و نیوشا ضیغمی که تشویق چندانی به همراه نداشت دوباره با اسم آتیلا پسیانی تشویق ها شدت گرفت. مسئول سالن که برای نظارت مدام بالا و پایین می رفت، گویا این ابراز احساسات را بسیار معمولی می دانست، اما ناگهان با شنیدن صدای کوبنده ی تشویق تماشاگران فورا برگشت تا ببیند این کدام بازیگر است که این چنین تشویق می گردد. روی صفحه نوشته بود و حامد بهداد

نزدیک دو ساعت در صف ایستاده بودم، صفی که از همه ی اقشار (به جز کودکان) در آن منتظر تماشای حس پنهان بودند. پیر و جوان، دختر و پسر، عامی و فرهیخته، مثبت و منفی، دور و نزدیک. وقتی در سالن آن تشویق را برای بهداد شنیدم کاملا تعجب کردم. فقط دعا می کردم به اعتماد همه ی ما پاسخ خوبی دهد و البته داد.

به نظر من بازی بهداد پر از ریزه کاری است که با دیدن چندباره ی آن می توان درباره اش حرف زد و نقدش کرد. من در اینجا تنها به یک سکانس که به نظرم یکی از بهترین کارها و نمودهای خلاقیت بهداد بود اشاره می کنم. سکانس دفتر دکتر سیمین معتمد (مهتاب کرامتی) که بهرام (حامد بهداد) برای اولین بار به آنجا آمده بود و از دلایل مشکل روانی اش صحبت می کرد. دو سه جمله کوتاه درباره نامزد از دنیا رفته اش، نسیم _اگر اسمش را درست بگویم؟ _ نمی گوید، اما برای من از آن سکانس به بعد نسیم هم در فیلم حضور می یابد بی آنکه هنرپیشه ای نقشش را ایفا کند. می دانید منظورم چیست، مگر نه؟
سمانه ع 17/11/86
این بلاگرد آخر سر ترکید!!!! همه ی لینک هام هم پرید!!!!! من که لینکهاتون رو حفظ نیستم پس لطف کنید هرکی تبادل لینک داشته بامن یا قرار بوده که داشته باشیم یا حالا میخواد افتخار بده که لینک تبادل کنیم..........بیاد اسم وبش و لینکشو بگه من دوباره به پیوندهام اضافه کنم!!! جون بچه هاتون!!!!



متن نامه ی اصغر فرهادی که برای سایت فردا فرستاده شده و سایت خبری امروز نیز آن را درج کرده است.
دست اندركاران محترم جشنواره
نامهام خطاب به همهتان است، پيش از اينها تصميم به نوشتنش داشتم بنا به دلايلي همكاران و دوستان خواستند چيزي نگويم مبادا مانعي ايجاد شود براي فيلمي كه بر اساس فيلمنامهام ساخته شده؛ فيلم «دايره زنگي». بهانهام براي نوشتن اين منظور «دايره زنگي» است اما حرفم درباره اين فيلم نيست، حرفي است كه پيش از اين هم گفتهام، در جشن خانه سينما موقع تشويق و جايزه گرفتن نه فقط موقع توبيخ و اصلاحيه خوردن. اين بار بلندتر اما. بالاخره دير يا زود اين فيلم هم ديده خواهد شد و اگر حرفي داشته باشد ميماند، نداشته باشد ميميرد، مثل انبوه فيلمهاي فراموش شده تاريخ سينما. اميدوارم اگر ماند سفلگاني كه اين روزها آب به آسياب اهل مميزي ريختند تا عقدهگشايي كنند، يادشان نرفته باشد كه چه كردهاند، پس هر آنچه ميگويم نظرات شخصيام است و آرزو ميكنم اينقدر مردانگي باقي باشد كه تلافي آن بر سر سرمايه تهيهكننده فيلم خالي نشود.
آقايان تازه از راه رسيده، سرتان را از زير برف بيرون بكشيد، اطرافتان را نگاه كنيد تا ببينيم باز روي اين برايتان باقي ميماند كه در مصاحبهها و گپ و گفتهايتان اعلام كنيد، ما در كشوري آزاد زندگي ميكنيم، از چه در هراسيد، مگر روز و شب از تريبونهايتان دم از فهم و شعور مردم و ملت نميزنيد، اگر صادقيد، اجازه دهيد اندكي هم همين مردم فهيم و با شعور تصميم بگيرند چه ببينند چه بشنوند، چه كسي اين قدرت را به شما تفويض كرده كه شعورمندتر و فهيمتر از مردميد، لااقل در عرصه فرهنگ عملكردتان نشان داده كه نيستيد. خود را طبيب فرهنگي ميدانيد كه وظيفهتان سنجش عيار سلامت غذايي است كه اهل فرهنگ به خورد مردم ميدهند، مدرك طبابتتان را كي و از كجا گرفتهايد؟ چه كسي اين فرض را براي شما به يقين رسانده كه هر اثر فرهنگي و هنرياي يك غذاست كه بايد قبل از اينكه مردم بخورند، شما سلامت آن را مهر بزنيد. چرا ميانديشيد مردم تنها مصرفكنندهاند، مصرفكننده صرف و شما بايد غذايي را كه ميپسنديد دهانشان بگذاريد، چرا ميانديشيد هنگامي كه به تماشاي اثري ميروند مغز خود را بيرون جا ميگذارند؛ اين مردمي كه براي تماشاي اين آثار ميروند، جمعي غير از آن مردم فهيم و باشعور و شريفند كه در سخنرانيها از آنها دم ميزنيد؟ اجازه دهيد سرسوزني هم مردم تشخيص دهند به زعم شما غذايي كه ميخورند، سلامت است يا فاسد. هرچند سخيفانهترينمشكل تعريف از هر اثر فرهنگي همترازياش با غذاست... كجاي قانون اين مملكت آوردهاند كه ذائقه همه جمعيت كشور بايد ذائقه شما باشد. اگر قانون نوشتهاي وجود دارد كه ما نميدانيم ذائقهتان را تشريح كنيد. ذائقهتان فيلمهايي است كه به اسم معناگرا پشتش سينه ميزنيد.
آقايان به حكمهاي شغليتان دوباره نگاه كنيد. اينجا ميدان فوتبال نيست كه شما داورش باشيد و هراسان از اين سوي ميدان به آن سو بدويد تا از چشم تيزبينتان خطايي دور نماند. مديريد يا مراقب؟
يكي از هم مسلكانتان آشفته حال در پاسخ نامه جمعي از سينماگران، دم از توطئه و همدستي با استكبار زده، گفته است چرا چنين ميكنيد تا از بودجهاي كه به سينما دادهاند پشيمان شوند، اين چه منتي است؟ چرا ميانديشيد صدقه دادهاند؟ فرهنگ صدقاتي؟ آيا بايد به پاس قدرداني از آنچه دادهاند، سرتاپاي سينما تسليم و تابع ذائه بعضي از اهل سياست باشد. از ديون بنياد فارابي گفتهايد، آمار را بيرون بكشيد، اين همه فيلم سفارشي كه شما و هممسلكانتان ميسازيد از كجا تامين بودجه ميشود، براي بيتالمال دل سوزاندهايد سريالهاي ميلياردي را كه خوديها ميسازند، پولش لابد از جيب شما دلسوختهگان ميآيد! حرفهاي بديهي ميزنيد، لااقل از كارنامههايمان پيداست كه كجا ايستادهايم، كارنامه اندك من و كارنامه پربار شما واضح است، من و شما در دو نقطه كامل متفاوت ايستادهايم، نه من توقع دارم روزي روزگاري شما با معيارهايي كه من بدان معتقدم فيلم بسازيد و نه منطقا شما بايد اين توقع را داشته باشيد. من رسما اعلام ميكنم و پيش از اين داستانها در كانون مركزي كارگردانان هم علنا گفتهام روزي كه فيلمنامهاي يا فيلمي منطبق بر متر و معيارهاي سينمايي شما ساختم، حلواي ختم حرفهايم را خيرات كنند.
پس قضيه كاملا روشن است، ما به شما و جمعي كه به شما راي داده و بر مسندتان نشانيدهاند، احترام ميگذاريم، آيا شما اين احترام را براي مخالفانتان قائليد؟ هر كس با شما نيست بر شماست؟ شما كه اهل سياستيد، ميدانيد اين جمله از آن كيست. انتظار اين نيست ميدان يكسره براي مخالفان قانونيتان باز باشد، اين قدر عاقل هستيم كه اين زيادهخواهي را به ذهن هم نياوريم؛ اما گوشهاي از اين ميدان، وجبي، كفدستي.
بنابر این نامه که یک نسخه از آن در اختیار «فردا» قرار گرفته است؛ فرهادی می نویسد:آقايان؛ با اين اقتدار و شكوه كجايتان به لرزه ميافتد كه اينچنين هراسناكيد، آن هم با چند فيلم كه باب ذائقهتان نيست، فيلمهايي كه با رعايت تمام ضوابط و قواعد مجوز ساخت دريافت كردهاند. لااقل به امضاي همكارانتان پاي برگهاي پروانه ساخت احترام بگذاريد، مگر اداره نظارت و ارزشيابي متولي امر نظارت نيست، اين نظارت جديد از كجا ميآيد؟
از چه نگرانيد، اين همه فيلم سفارشي و تبليغي و مورد پسندتان، اين همه فيلمساز شكستخوردهاي كه دورتان جمعند و چشمشان به دستتان است تا وامي برسد و فيلمي ساخته شود، كافي نيست؟ چنتهتان پر است و با اين روند پرتر هم خواهد شد، پس چه جاي نگراني از چند فيلم معدود.
در جشن خانه سينما وقتي جايزهام را ميدادند گفتم تا وقتي نگاه مسوولان فرهنگي به سينما اصلاح نشود نگاهي كه سينما را چون فرزند شرور و رامناشدني ميبيند كه بايد به هر قيمت رامش كرد، جشن معنايي ندارد. بعضيها دلخور شدند كه چرا هنگام دريافت جايزه به جاي تقدير و تشكر، لب به شكوه گشودهام، اما دوستان، اين داستان، داستان اين چند روزه نيست، مدتهاست گريبانگير سينماست، وقار و متانت اهل واقعي سينماست كه سكوت كردهاند؛ سكوت بزرگاني كه خانه نشينند.
به گزارش «فردا»، اصغر فرهادی در ادامه نامه اش می نویسد:از خداي بزرگم كه خداي همه است و نه فقط خداي جمعي قليل، براي آنها كه ميانديشند همه حقيقت نزد ايشان است، آنها كه خدا را فقط مال خود و همرايهايشان ميپندارند، آنها كه همه چيز را از زاويه تنگ سياست مينگرند، آنها كه برگرده مظلوم دين سوارند و پيادهها را بيدين ميدانند، از خداي مهربانم سه خواسته دارم:
اول به آنها عمر دراز بدهد، آنقدر دراز تا بمانند و روزي بفهمند حقيقت بزرگتر از آن است كه فقط نزد جمع قليلي بماند كه اگر بماند يعني كوچك است و خرد و خردي دور از خرد و حقيقت.
دوم حافظه درازمدتشان تا انتهاي عمر در سلامت باد تا اگر روزگاري فرزندانشان درباره گذشتهشان پرسيدند، يادشان بيايد چه كردهاند.
سوم، صداقت، كم نيستند كساني كه روزگاري بر اين مسندها نشسته بودند و الان به اقتضاي زمانه به صندلي ديگر تكيه دادهاند و همه آنچه را كردهاند يا كتمان ميكنند يا توجيه.
گفتنی است، اصغر فرهادی کارگردان فیلم های چهارشنبه سوری، شهر زیبا و رقص در غبار بوده است که مسئولیت نویسندگی و مشاورت کارگردان «دایره زنگی» را نیز بر عهده داشته است. دایره زنگی فیلمی به کارگردانی پریسا بخت آور است که با حضور بازیگرانی چون: باران کوثری، مهران مدیری، امین حیایی، نیما شاهرخ شاهی، محمدرضا شریفی نیا، گوهر خیراندیش، حامد بهداد، نگار فروزنده، امیر نوری و بهاره رهنما در جشنواره فیلم فجر شرکت کرد که با حذفیاتی مواجه شد. این فیلم سینمایی مضمونی کمدی دارد و درباره زندگی پر فراز و نشیب چند خانواده تهرانی در شهر تهران است که در کشاکش سنت و مدرنیته گرفتار شده اند و در فضایی طنز، مشکلات مهم اجتماعی را در خود گنجانده است .
**و اما...مرحبا به اصغر فرهادی به خاطر این جسارت و صداقت...این متن مثل فیلمنامه هاش معرکه بود...کاش همه ی سینماگرایی که ناراضی اند این جسارت رو داشته باشن! حالا وقت اعتراضه!!!!
اسامی نامزدهای بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر اعلام شد!
نامزدهاي جايزه ويژه سينماي ايران به نگاه ملي :
آتش سبز
آواز گنجشكها
به همين سادگي
فرزند خاك
هامون و دريا
نامزدهاي بهترين فيلم:
آواز گنجشكها، به تهيه كنندگي (مجيد مجيدي)
باد در علفزار ميپيچد، به تهيه كنندگي (فتحاله جعفري جوزاني)
به همين سادگي، به تهيه كنندگي (سيدرضا ميركريمي)
نامزدهاي بهترين كارگرداني:
محمدعلي طالبي براي كارگرداني فيلم (ديوار)
مجيد مجيدي براي كارگرداني فيلم (آواز گنجشكها)
خسرو معصومي براي كارگرداني فيلم (باد در علفزار ميپيچد)
سيدرضا ميركريمي براي كارگرداني فيلم (به همين سادگي)
نامزدهاي بهترين فيلمنامه:
عليرضا اميني و محسن طنابنده براي فيلمنامه (استشهادي براي خدا)
غلامرضا رمضاني براي فيلمنامه (سبز كوچك)
مجيد مجيدي و مهران كاشاني براي فيلمنامه (آواز گنجشكها)
خسرو معصومي براي فيلمنامه (باد در علفزار ميپيچد)
سيدرضا ميركريمي و شادمهر راستين براي فيلمنامه (به همين سادگي)
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول زن:
الناز شاكردوست براي فيلم (باد در علفزار ميپيچد)
گلشيفته فراهاني براي فيلمهاي (ديوار) و (هميشه پاي يك زن در ميان است)
هنگامه قاضياني براي فيلم (به همين سادگي)
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد:
شهاب حسيني براي فيلم (محيا)
امين حيايي براي فيلم (شب)
حبيب رضايي براي فيلم (هميشه پاي يك زن در ميان است)
محمدرضا فروتن براي فيلم (كنعان)
رضا ناجي براي فيلم (آوازگنجشكها)
نامزدهاي بهترين فيلمبرداري:
محمد آلاد پوش براي فيلم (به همين سادگي)
عليرضا زرين دست براي فيلم (فرزند خاك)
حسين جعفريان براي فيلم (ديوار)
محمدرضا سكوت براي فيلم (استشهادي براي خدا)
تورج منصوري براي فيلم (آواز گنجشكها)
نامزدهاي بهترين تدوين:
حسن حسندوست براي فيلمهاي ( آواز گنجشكها), (باد در علفزار ميپيچد) و (ديوار)
مهدي حسينيوند براي فيلم (فرزند خاك)
بهرام دهقاني و رضا شيرواني براي فيلم (هامون و دريا)
نامزدهاي بهترين موسيقي متن:
فردين خلعتبري براي فيلم (هامون و دريا)
محمدرضا درويشي براي فيلم (آتش سبز)
حسين عليزاده براي فيلم (آواز گنجشكها)
محمدرضا عليقلي براي فيلمهاي (به همين سادگي) و (شب)
نامزدهاي بهترين بازيگر زن نقش مكمل:
افسانه بايگان براي فيلم (كنعان)
مريم بوباني براي فيلم (محيا)
نيره فراهاني براي فيلم (به همين سادگي)
نيوشا ضيغمي براي فيلم (حس پنهان)
مهتاب نصيرپور براي فيلم (فرزند خاك)
نامزدهاي بهترين بازيگر مرد نقش مكمل:
سياوش چراغيپور براي فيلم (هميشه پاي يك زن در ميان است)
محمد كاسبي براي فيلم (ديوار)
محسن طنابنده براي فيلم (استشهادي براي خدا)
مهران مديري براي فيلم (هميشه پاي يك زن در ميان است)
حسن نجاريان براي فيلم (فرزند خاك)
نامزدهاي بهترين صداي فيلم:
بهمن اردلان براي فيلم (كنعان)
محمدرضا دلپاك و يدالله نجفي براي فيلم (آواز گنجشكها)
ايرج شهزادي براي فيلم (آتش سبز)
احمد صالحي براي فيلم (باد در علفزار ميپيچد)
مهران ملكوتي براي فيلم (به همين سادگي)
نامزدهاي بهترين طراحي صحنه و لباس:
سعيد آهنگراني براي فيلم (ديوار)
عباس بلوندي براي فيلم (فرزند خاك)
شيوا رشيديان براي فيلم (به همين سادگي)
ژيلا مهرجويي و شعله نواب تهراني براي فيلم (آتش سبز)
اصغر نژاد ايماني براي فيلم (آواز گنجشكها)
نامزدهاي بهترين جلوه هاي ويژه:
داود رسوليان براي فيلم (فرزند خاك)
محسن روزبهاني براي فيلم (هامون و دريا)
حسين طلابيگي براي فيلم (پرچمهاي قلعه كاوه)
نامزدهاي بهترين چهره پردازي:
جلالالدين معيريان براي فيلم (پرچمهاي قلعه كاوه)
سعيد ملكان براي فيلم (آواز گنجشكها)
محسن ملكي براي فيلم (آتش سبز)
و خب اسمی از حامد بهداد در این لیست بلند و بالا نیست! جایزه مهم نیست....اما مورد بی مهری قرار گرفتن درد داره! ما که اهل اعتراض کردن نیستیم..اعتراض هم بکنیم صدامون به کجا میرسه!!!! خودش هم که به نظر خسته تر از اونه که بخواد اعتراض کنه!! مثل سالهای پیش که جایزه ای بهش ندادن...امسال هم هاج و واج تماشا میکنیم همه چیز تموم شه! با خودمون میگیم جشن خانه ی سینما هست اونم نشد فجر ۲۷...فقط این حرفا خیلی تکراریه...چون خیلی وقته داریم میگیم این نشد، اون!
خیلی وقت هم هست که همه میگن حامد بهداد به اون چیزی که شایسته اش هست نرسیده! اینم تکراریه....اما همه این چیزا یادشون میره میگن حامد بهداد همه ی نقشهاش تکراریه! انصاف نیست...این دیگه تکراری نیست فقط ما فراموش کاریم.
اعتراض و فریادی در کار نیست! ما احترام میذاریم به نظر داوران...میگن احترام، احترام میاره! خدا کنه که بیاره......
هامون و دریا؛ حرفی ندارم در موردش بزنم! فیلم خاصی نبود!
اما حس پنهان....ترجیح میدم قضاوت در مورد فیلم رو بزارم برای وقتی که اکران عمومی شد! اما در مورد حامد بهداد؛ خوب بود و حتی میخوام بگم عالی بود! من بازیشو بسیار زیاد دوست داشتم و حس کردم کنترل خوبی روی بازیش داره...اغراقی هم که تو بازیش میگن هست لازم بود! شخصیت بهرام نیاز به اغراق داشت...الان واسه اینکه خیلی هاتون فیلم رو ندیدین بیشتر از این توضیح نمیدم!
جعبه ی موسیقی؛ خیلی خورد تو ذوقم! از کارگردان فیلم شبهای روشن توقع همچین فیلمی رو نداشتم! خوب نبود!
جادوگر...مستندی در مورد علیرضا زرین دست! کار جالبی بود! مخصوصا اینکه با شخصیت دوستداشتنی ای مثل آقای زرین دست آشنا تر شدم! جالبیش این بود که حامد خان بهداد هم در قسمتهایی از این مستند حضور داشتند! توی این مستند کارهایی از آقای زرین دست دیدم که داشتم شاخ درمی آوردم! و چقدر مهربون و خوش اخلاق بود! سینما سخت نیازمند ایشونه!
**واقعیتش اینه که وقتی تو جو جشنواره ای اینقدر حرفای جورواجور میشنوی که خودت یادت میره نظرت چی بوده! واسه همین سعی کردم فعلا زیاد در مورد چیزایی که دیدم(مخصوصا بخش سینمای ایران) ننویسم!
من امسال دوباره سر جشنواره سرما خوردم!!! مثکه قسم خوردم که همیشه ۴روز اول جشنواره رو از دست بدم! البته من یه کم پررو بازی درآوردم و مریض مریض پاشدم رفتم دوتا فیلم دیدم! جالبیش این بود که یه ضدحال اساسی هم خوردم! دیروز رفتم که کنعان ببینم با دوستام نفر ۲۶ام صف هم بودیم ولی تا به ما رسید بلیط تموم شد حسابی حالم گرفته شد!
سانس ویژه گذاشتن که دیگه دیر بود و نشد که ببینم! حسابی حیف شد خیلی از کنعان تعریف میکردن! ساعت ۲۱:۳۰ سینما فلسطین سونات پاییزی اینگمار برگمان رو داشت من هم خیلی دوست داشتم ببینم و خدا رو شکر دیدم! البته آخر فیلم رو بدون زیرنویس دیدیم! اونم فیلم به زبان سوئدی!!!!!!!! رسما نفهمیدم حرفای آخری که شخصیتهای فیلم به هم زدن چی بود و فیلم هم به شدت دیالوگ محور بود متاسفانه! اینگرید برگمان هم توش بازی میکرد! خداییش فیلم سنگینی بود برای ساعت ۱۰ شب!! داشت خوابم میبرد چون فیلمش ریتم کندی داشت. تنها چیزی که بیدار نگه ام میداشت زیرنویس ریز و نصفه و نیمه ی فیلم بود که سعی میکردم بخونم! البته فیلم خوبی بود! اما من حس میکردم چقدر یه چیز توش تکرار میشه! اعتراض دختر به مادرش خیلی زیاد و به نوعی کسل کننده شده بود دیگه! ولی بازیها خوب بود مخصوصا اینگرید برگمان! فیلم حول جروبحث بین مادر و دختری میگذشت که تنفری عمیق در وجود دختر نسبت به مادر شکل گرفته بود و مادر دلیلش رو نمیدونست تا وقتی که دختر همه ی حسهایی که از کودکی نسبت با مادرش داشت رو توصیف کرد!
اما امروز یه فیلم فوق العاده دیدم! معرکه!!!! فیلم دوازده نیکیتا میخالکوف! کارگردان مطرح روسی که فیلم دوازده جدیدترین کارشه! و مثکه تو اسکار هم نامزد شده در بخش فیلمهای خارجی!(مثکه) همه چیزش عالی بود! فیلمبرداریش معرکه بود! فیلمنامه ی خیلی خوبی داشت! شخصیت پردازی ها عالی! نورپردازی- کارگردانی- بازیها خلاصه همه چیزش عالی بود! من نظر کارشناسانه نمیدم...این نظر شخصی منه کاری ندارم یه منتقد چه نظری داره ولی من میگم عالی بود! من از دید یه مخاطب دارم این نظر رو میدم! فیلم ماجرای ۱۲ عضو هیئت منصفه ی دادگاهی رو نشون میده که بر سر گناهکاری یا بی گناهی یک پسر چچنی که متهم به قتل پدرخوانده ی روسی اش شده بحث میکنن. با وجود اینکه به نظر موضوع تکراری ای داره اما اصلا ذره ای تکرار و کلیشه توش دیده نمیشه! گویا فیلم بازسازی فیلم ۱۲مرد خشمگینه که چون من اون فیلم رو ندیدم نمیتونم نظری بدم ...اما فیلم پر از تصاویر جذاب، دیالوگهای معرکه و غافلگیری های جالبه که در اوج خنده مخاطب رو به عمق بدبختی میکشونه تا جایی که حتی خجالت میکشی سر سکانسهای کمدی فیلم بخندی (که مبادا اینجا عمق فاجعه ست!) به قول دوستم میشد سر این فیلم از ته دل خندید و از ته دل گریه کرد! با اینکه ماجرای فیلم کلا در یک سالن ورزش میگذره اما این محیط کوچک همیشه به مدد فیلمبرداری عالی جدید و جذاب به نظر میاد؛ تا آخر فیلم شما قسمتهایی از این سالن رو میبینید که به هیچوجه در طول فیلم ندیدید، فیلمبردار همیشه زاویه ی جدیدی رو میکنه! این فیلم رو با چند خط نمیشه توضیح داد! باید تک تک صحنه هاش رو دید تا لذت برد! آخر فیلم یه نوشته روی تصویر میاد:
"قانون بالاتر از همه چیز است. اما وقتی رحم و شفقت بالاتر از قانون قرار میگیرد، چه باید کرد؟"
این چیزیه که آخر فیلم باید عذابت بده......
مهران مديري سريالش را كليد زد.
به گزارش <بانيفيلم> مهران مديري با تكميل ليست بازيگرانش، سريال نوروزي خود را رسما مقابل دوربين برد.
در اين سريال كه متن آن توسط پيمان قاسمخاني با همراهي محراب قاسمخاني، خشايار الوند و امير مهدي ژوله به نگارش درآمده خود مديري نقش اصلي را بازي ميكند و در كنارش بازيگران زيادي به ايفاي نقش ميپردازند.
پرويز فلاحيپور، عليرضا خمسه، پژمان بازغي، حامد بهداد، اكرم محمدي، اسماعيل سلطانيان، بهروز بقايي، محمد صالحعلاء، رضا فيضنوروزي، سيامك انصاري، پرستو گلستاني، رضا نيكخواه، فلامك جنيدي، سروش صحت، شقايق دهقان، نادر سليماني، جواد عزتي، سعيد هدايتي و بهاره رهنما بازيگراني هستند كه در كنار مديري بازي ميكنند.
اين سريال فضايي متفاوت با ديگر كارهاي مديري دارد و در نقاط مختلف تهران در حال تصويربرداري است.
طبق برنامهريزيها تصويربرداي اين كار تا اوايل نوروز به طول خواهد انجاميد.
سريال جديد مديري قرار است 13 شب نوروز روي آنتن شبكه سوم سيما رود.
آخرين كاري كه از مهران مديري روي آنتن رفت به سال گذشته و سريال <باغ مظفر> باز ميگردد.
او پس از اين كار سيديهاي <گنج مظفر> را كارگرداني و در دو فيلم سينمايي <هميشه پاي يك زن درميان است> و <دايره زنگي> همبازي كرد.
مجيد و حميد آقاگليان اين سريال را براي گروه فيلم و سريال شبكه سوم سيما تهيه ميكنند.
**وا خاک عالم!!! حامد بهداد؟!!! مهران مدیری؟!!!! ای بابا! ولی من خوشحالم! کنار صالح اعلا و بقایی و خمسه و گلستانی و خود مهران مدیری کار کردن خوبه...خیلی خوبه...هیجان داره...بیخیال فیلم هنری و فیلم سینمایی و جایزه و جشنواره....یه کم هیجان لازمه![]()
خب بعد از یکماه و نیم با این خبر آپ کردن هم عالمی دارد...تو جشنواره حتما آپ میکنم مخصوصاکه بعد از کلی انتظار میخوام حس پنهان رو ببینم...میدونین که چقدر دلم میخواست ببینم!
مثکه گوش شیطون کر طلسم "یک مشت پر عقاب" هم داره شکسته میشه! تبلیغش رو دیدم تو تلویزیون....اوووووووووووه چه خبره! جشنواره و یک مشت پر عقاب و سریال مهران مدیری و....... مثکه احیانا قراره خیلی بهمون خوش بگذره!





