خاطره علی نسب
بازی شروع شده بود. بدون شمارش معکوس از همان سال 79 که برای همایون اسعدیان در "آخر بازی" پویا صادقی شد. دانشجویی عاصی، چند بهار فرصت خواست تا عاصی بودنش در "بوتیک" شوکی باشد برای منتقدان. هنوز همه در حال و هوای همان شوک بودند که شیشه شکنی اش در "کافه ستاره" توانایی اش را به رخ پرده های نقره ای سینما کشید. محمد حسین لطیفی پیش تولید کار جدیدش را کلید زده بود. حامد بهداد به او پیشنهاد شد، ولی لطیفی مخالفت می کرد. سرصحنه می رسی از لطیفی میپرسی؛ چرا حامد بهداد را انتخاب نکردید؟ لطیفی میخندد:«نام بهداد را با یک بازیگر دیگر اشتباه گرفته بود، همان دیروز که برای اولین بار دیدمش پای میز قرارداد نشستیم.» چندی نمیگذرد که سر لوکیشن قرارگاه مسکونی لطیفی می آید تا از علی مشهدی و دوستانش حالی بپرسد. میگویم: حامد بهداد چطور بود؟ لطیفی این بار بلندتر از دفعه پیش میخندد:«حامد بهداد واقعا بازیگر است» زنگ پایان اکران خصوصی فیلم "روز سوم" به صدا درمی آید. پرویز پرستویی را می بینی که دستش را روی دوش بهداد گذاشته و می گوید:«حامد این تنها عراقی قابل باوری بود که من تاکنون دیدم. خسته نباشی» و او با ذوق از تایید پرستویی دلگرم می شود. سالن سینما خالی می شود و تو می مانی و یک سوال که به مغزت میرسد. «فواد روز سوم لیاقت سیمرغ را نداشت؟» بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر از راه میرسد و "حس پنهان" و "هرشب تنهایی" تو را یاد یکسال پیش می اندازد و این بار مجری جشنواره می ماند و صدای حاضرین که حامد بهداد را صدا می زنند و حال اینکه حتی کاندیدا هم نشده بود.
حامد بهداد، صدا، دوربین، حرکت...
در این برهوت توهم بازیگری که فقط شبه بازیگر می بینی و بس داغ ترین سوژه است. باید کمی شانس در کوله پشتی ات همراه داشته باشی تا با او به بحث بنشینی. اکران فیلم "دایره زنگی" و "مجنون لیلی" را بهانه می کنی نه نمی گوید روبرویت می نشیند. خورشید نمیروز را ورق می زند، تاکید و باز تاکید که تاکنون با هیچ نشریه خانوادگی گفتگو نکرده است. به صندلی های کنج سالن اشاره می کند و حتم دارد دنج ترین جا برای مصاحبه است. این برگ برنده را داری که تمام گفته هایش را با حالات چهره و تن صدایش تطبیق دهی. صدا، دوربین، حرکت...
· بگذارید گپ و گفتمان از همین تاکید بخورد. چرا با نشریات خانوادگی مصاحبه نمی کنید مگر نه اینکه بیشترین طرفداران بازی شما از عام مردم هستند و مجله تخصصی نمی خوانند؟
کسی که سلیقه اش جنس بازی من باشد و منتظر خواندن مصاحبه ای با بهداد، برایش نشریه تخصصی و غیر تخصصی فرقی ندارد. من ترجیح می دهم با نشریاتی که گفتمان را به سمت زرد بودن می برند گفتگو نکنم.
· گاهی بیننده منتظر خواندن مطلبی درباره روحیه و شخصیت ستاره اش است آن هم به زبان ساده و نه تخصصی!
همیشه سعی کردم، بازی و گفتارم به گونه ای باشد که هم عوام درک کنند و هم خاص. مطمئن هستم که این گفتگو باید انجام می شد. شاید مدیوم وسیع تری باشد برای ارتباط.
· سفری کنیم به چند سال پیش، به زمانی که حتی فکرش را هم نمی کردید به اینجا برسید؟
به کجا؟ اصلا گیرم که رسیدم آخرش چی؟
· «من یه عمر کنار ضریح امام رضا (ع) وایستادم، التماس کردم که هنرپیشه بشم. حالا بعد از 15 سال کنار خودش مشغول به کارم...» گفته خودتان بود وقتی فیلم "هرشب تنهایی" دلیل سفرتان به مشهد شد!
چهار سالم بود که در حرمش مادرم بلندم می کرد تا دستم به ضریح برسد. حالا بزرگتر شدم. دست خودم نیست عاشق آن حیاط و آن پرنده ها هستم، چقدر جلوی پنجره فولادین ایستادم. به اینجا رسیدم ولی...
· ولی! از حامد بهداد راضی هستید؟!
از من نخواهید که از خودم راضی باشم، نیستم. راضی نبودنم به معنای ناشکریم نیست. همیشه شاکرش هستم به خاطر فرصتهایی که به من داد مطمئنم که دوستم دارد ولی من هنوز از حامد ناراضی ام.
· چرا؟
توان و انرژی اش را دارم، پس چرا امکاناتش فراهم نیست تا در عرصه ی بین المللی یک بازیگر محسوب شوم. در ورزش همه یک تن می شویم تا تیم ملی به جام جهانی برسد اما در عرصه سینما و...، دیگر وقتش رسیده که حرفی در جهان سینما داشته باشیم.
· پس یقین دارید که می توانید روبروی مطرح ترین هنرپیشه های دنیا بازی کنید؟
ایمان دارم؛ تشنه فرصتم. اگر امکاناتش بود ثابت می کردم که می توانم.
انرژی فوق العاده ای دارد، بی ریا بودنش پررنگ ترین صفتش است. می خندد عصبانی می شود. جلوی خودش را هم نمی گیرد، اینجا دیگر بازی در کار نیست. این حامد بهداد است. میخواهم که گفتگو را صمیمی تر کنیم، می خندد.
می گویم بدون سانسور، تایید می کند.
· سربازی رفتید؟
معاف شدم.
· صمیمی ترین دوست دوران نوجوانی تان چه کسی بود؟
دوست صمیمی خیلی داشتم.
· پس کلی رفیق بازید؟
تا دلتان بخواهد. محسن طالبی بود، هادی، پرویز سامانی پور، رامین مبارکی ولی با همایونی از همه صمیمی تر بود. راستش را هم بخواهید دوستیمان با یک درگیری شروع شد.
· با کتک کاری؟
یک مزه پرانی، یک دعوا.
· اهل دعوا بودید؟
سر پر سودایی داشتم. سر همین کارهایم پدرم از ادامه فعالیت در ورزش بوکس منعم کرد.
· مگر هر که بوکسور است، روحیه خشن دارد؟
نه، اما بوکسور بودن به بعضی ها اعتماد به نفس کاذب می دهد.
· یک خاطره از آن روزها برایمان تعریف کنید!
محسن طالبی به طوطی معروف بود. قد کوتاهی داشت وقتی می خواست حرف بزند یا دعوا کند مثل طوطی بالا و پایین می پرید. علی همایونی بلند قد بود. یک روز یک عکس از طوطی را در بالاترین نقطه تخته زد. محسن که وارد کلاس شد، انگار که آب داغ روی سرش ریختند خودش را به در و دیوار می زد. تداعی این خاطره همیشه من را به خنده می اندازد.
· در آن دوران مردود هم می شدید؟
خیلی. اولین بار که در دوران راهنمایی مردود شدم یاد گرفتم که جایم نیمکت آخر کلاس است. رفتم و آخر کلاس نشستم.
· چه شد تئاتر قبول شدید؟
سال سوم دبیرستان بودم. باید قبول می شدم، از قضا یک معلمی داشتیم که اصلا دوست نداشت حتی پایم هم به دانشگاه برسد. به حرص آن هم شده درس می خواندم. عدو شود سبب خیر ار خدا خواهد. بلاخره با رتبه ی 19 قبول شدم. شهرام حقیقت دوست هم با رتبه 20. من باید چهارم را می گذراندم. یک سال رزرو کردم. شهرام هم خدمت سربازی بود آن هم یکسال رزرو کرد.
· رشته مورد علاقه، حتما نمراتتان بالا بود؟
فکرش را هم نمی کنید از 10 نمره نظری که هم 10 می گرفتند به زور 2 می گرفتم ولی از 10 نمره عملی که همه 2 می گرفتند به راحتی 10 می گرفتم. خیالم راحت بود که در بازی کم نمی آورم.
· ضرب المثلی که بیشتر اوقات از آن استفاده می کنید؟
موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست. نمی دونم چرا ولی اولین ضرب المثلی که یاد گرفتم همین بود.
· بهترین تفریحتان چیست؟
فیلم دیدن و مهمانی رفتن.
· بیشتر صدای کدام خواننده را می پسندید؟
اریک کلاپتون. گاهی با سید محمد شهنازدار سر بحث موسیقی را باز می کنم، دوست دارم به معلوماتم اضافه شود. سید محسن در بخش تئوری و تکنیک خیلی کمک می کند. گاهی هم با علیرضا ثانی فر و امیر ویپاسانا وارد میزگرد گفتگو می شویم.
· ویپاسانا به چه معناست؟
یک نوع روش مراقبه است که من خیلی دوستش دارم. امیر بین ما به ویپاسانا معروف است.
· فکر کنید یک راننده بی احتیاط با سرعت پیچیده جلوی شما و تازه ادعا هم میکند که تقصیر شما است. چه عکس العملی نشان می دهید؟
اتفاقا چند شب پیش با همین حادثه روبرو شدم ولی برای اولین بار خوب برخورد کردم. گفت رانندگی بلد نیستی؟ جواب دادم: ماشینم خرابه. ادامه داد: ماشینت خرابه برو خونه بشین، نیا بیرون. گفتم: تو هم اگه اعصات خرابه برو دکتر قرص بخور. قرص. گذشتم، تازه هیجان زده از اینکه خوب برخورد کردم راندم تا به پلیس راهنما رسیدم داد زدم: خبردار. پلیس از جایش پرید و برایم جریمه نوشت. اما خب یک بخشیدن باعث شد کلی انرژی بگیرم.
· اولین هنرپیشه ای بودید که با اعتماد به نفس گفتید با روانشناس در ارتباط هستید. نترسیدید که حرف و حدیثی گریبانگیرتان شود؟
چرا نگویم، مگر بد است که با کسی ارتباط داشته باشی و از او مشورت بگیری؟ مشکل این است که فرهنگ ها باید ارتقا پیدا کند.
· تداعی چه اتفاقی در زندگی شما بیشتر از هرچیزی ناراحتتان می کند؟
روابط عاطفی. همیشه بدترین اتفاق شکست خوردن و یا اذیت شدن در روابط عاطفی است. من هم مثل همه اقرار می کنم صدمه دیدن احساسات در روابط عاطفی خیلی اذیتم کرد.
· با مادر و پدر صمیمی تر هستید یا با برادرتان حسام؟
هر سه نفرشان ولی با مادرم صمیمی تر هستم. مادرم عاشق هنر است.
· چند سال با حسام تفاوت سنی دارید؟
من 2سال بزرگترم.
· اگر یک چراغ جادو داشتید، اولین آرزویتان از او چه بود؟
نمی دانم. نمی خواهم دروغ بگویم. اصلا می دانید همه چیز تقصیر پدرم است. پدرم اولین کتابی که در دوران کودکی برایم خرید غول چراغ جادو بود همیشه دوست داشتم یک چراغ جادو داشته باشم ولی به آرزو کردن که می رسد، می مانم. ای کاش پدرم نمی گذاشت با افسانه شروع کنم.
· اهل تماشای تلویزیون هستید؟
خیر. تنها سریالی که پیگیری اش میکردم "یک مشت پر عقاب" بود.
· مسابقات فوتبال چطور؟
اصلا
· در اینترنت کلی سایت و ایمیل به نام شما وجود دارد. کدامیک واقعا به خودتان تعلق دارد؟
هیچکدام. من فرصت این کارها را ندارم.
· تاکنون نقشی بوده که نتوانید از عهده اش برآیید؟
نقشم در "دایره گچی قفقازی". استاد سمندریان می گفت: حامد آن طور که من می خواهم بازی کن. هرکاری کردم نمی شد، نشد. بلاخره حسن پورشیرازی به جای من بازی کرد.
· و حالا به اینجا رسیدید، کارگردان های به نام، دستتان را در ایفای نقش باز می گذارند؟
این اطمینان ها، این معدود کات دادن ها از کجا سرچشمه می گیرد؟ بازیگری را باید درک کنی، با وجودت بازی کنی. دوست دارم همیشه بازی کنم و شاید همین قابل باور بودن جلوی دوربین اطمینان ها را حلب کرد.
· پس به جایی رسیدید که کمتر کسی می رسد!
باید یاد بگیریم. نباید مثل آب راکد بمانم، آنوقت فسیل می شوم.
این هم بخشهایی از سریال "سایه آفتاب". به مرور بقیه بخشهای دیدنی بازی بهداد در این سریال را در همین پست قرار میدهم.
۱. مرگ رضا ( ۶.۵ مگابایت)
۲.دیدار رضا و شیما ( ۴.۸ مگابایت)
۳.مشاجره رضا و علی در قهوه خانه ( ۴.۷ مگابایت)
۴.مرشد و رضا در زور خانه ( ۵.۵ مگابایت)
۵.بحث رضا و الهام مقابل خانه علی و دیالوگ به یادماندنی طلای رفاقت و مس بی کسی (۵.۸ مگابایت)
۶.مشاجره رضا با مادر و الهام و سیلی خوردن الهام (۶.۶ مگابایت)
۷.گفتگوی رضا و مادرش سر مساله ازدواج علی و الهام (۵.۸ مگابايت)
۸.دزدي كردن رضا و مچگيري علي از رضا (۵.۸ مگابايت)
۹. خريدن كتاب ناياب الهام توسط رضا (۳.۸ مگابايت)
۱۰.برگرداندن الهام به خانه بعد از درگیری و کتک خوردنش توسط رضا (۵.۹ مگابایت)
۱۱.خواندن رضا براي گلريزون (۶.۷ مگابايت)
۱۲.رضا بر مزار كلاريس (۴ مگابايت)
۱۳.تیتراژ سریال (فایل صوتی)
۲.بحث امیرحسین و پدرش با مادر و غزاله سر حاملگی مهشید قسمت ۴ ( ۵.۸ مگابایت)
۳.درددل و گریه امیرحسین مقابل مادرش قسمت ۶ ( ۴.۷ مگابایت)
۴.عکس خانوادگی و شوخی امیرحسین با خواهرزاده اش قسمت ۹ ( ۳.۸ مگابایت)
۵.خداحافظی امیرحسین از مادر و بهناز بعد از فراری دادن سرمدی قسمت ۱۵ ( ۴.۸ مگابایت)
۶.درخواست غزاله و امیرحسین از خلعتبری برای طعمه شدن قسمت ۱۶ ( ۵.۷ مگابایت)
۷.خبردارشدن امیرحسین از خودکشی و مرگ مهشید در خانه خلعتبری قسمت ۱ (۵.۸ مگابایت)
۸.کتک خوردن امیرحسین در سرویس پادگان عجب شیر قسمت ۱ (۴.۹ مگابایت)
۹.شوخی امیرحسین با خواهرش مهشید قسمت ۱ (۳.۱ مگابایت)
۱۰.خواندن اعترافات خلعتبري قسمت ۱۴ (۵ مگابايت)
۱۱.سوءقصد اميرحسين به نورث (۶ مگابايت)
در صورت تمایل به دانلود تمام قسمتها میتوانید با عضویت در گروه حامد بهداد در یاهو لینکهای دانلود سریال را از بخش فایلهای گروه دریافت کنید. آدرس گروه:
http://movies.groups.yahoo.com/group/Hamed_Behdad
کارگردان: پریسا بخت آور
فیلمنامه: اصغر فرهادی
مدیر فیلمبرداری: مرتضی پورصمدی
بازیگران: باران کوثری- مهران مدیری- امین حیایی- صابر ابر- نیما شاهرخ شاهی- محمدرضا شریفی نیا- گوهر خیر اندیش- بهاره رهنما- نیلوفر خوش خلق- اکرم محمدی- ملیکا شریفی نیا- امیر نوری- اردشیر کاظمی- زنده یاد شاهرخ سخایی- محسن قاضی مرادی- بهشاد شریفیان- کیانوش گرامی- آفرین چیت ساز و امید روحانی
باحضور: حامد بهداد- مهدی پاکدل- رامین راستاد- منصور شهبازی
تهیه کننده: سید جمال ساداتیان
محصول بشرا فیلم
پخش از هدایت فیلم
خلاصه داستان فیلم:
دختر جوانی به نام شیرین(باران کوثری) با پیکان پدرش تصادف میکند و مجبور است آن را تعمیر کند تا بتواند به خانه بازگردد. او به همراه پسری به نام محمد(صابر ابر)(که شیرین او را رامین صدا میزند) وارد یک مجتمع مسکونی میشود تا با تنظیم دیش های ماهواره ی ساکنین مجتمع پول مورد نیاز برای تعمیر ماشین(سیصد هزار تومن) را بدست آورند.
یکی از ساکنان آپارتمان به نام عبدالله زاده(امید روحانی) و همسرش(گوهر خیراندیش) با نصب ماهواره روی پشت بام مخالفند و همین مسئله باعث درگیری میان اهالی ساختمان میشود.
خانواده ی رزاقی(مهران مدیری- نگار فروزنده) به اتفاق خانواده ی سرخی(محمدرضا شریفی نیا- اکرم محمدی) تصمیم دارند همان روز عازم سفر شمال شوند، اما رزاقی مصمم است تا قبل از رفتن، دیش ماهواره شان را تنظیم کند تا پدر پیرش در این چند روز مشغول باشد و تصور کند که آنها عازم آنتالیا هستند. سرخی نیز مشغول تدارک بساط سفر است. این دو با عبدالله زاده درگیر میشوند. پای مدیر ساختمان، خانم جعفری(نیلوفر خوش خلق) که مدیر قانون مدار و سختگیر دبستان هم هست به درگیری باز میشود اما همسرش(امین حیایی) بیشتر در فکر مهمانی شب و هدیه ای که برای میزبان باید بخرد، است. شعله کچویی(بهاره رهنما) یکی دیگر از ساکنین مجتمع که برای خوانندگان آن سوی مرز شعر میگوید؛که در حال مصاحبه با یکی از کانالهای فارسی زبان خارجی، سیگنال ماهواره اش در شب قبل قطع شده هم اصرار دارد زودتر دیش تنظیم شود تا تکرار برنامه را از دست ندهد. اهالی ساختمان از ترس نیروی انتظامی، مجبورند با عبدالله زاده کنار بیایند و سرانجام پس از آشتی کنان مصلحتی، همسایه های درگیر به پیشنهاد همسر عبدالله زاده به تماشای فیلم کوتاهی مینشینند که پسر جوانشان، خسرو(نیما شاهرخ شاهی) درباره ی یک دختر خیابانی ساخته و با وجود شطرنجی بودن چهره ی دختر، همه از صدای او میفهمند که خواهرش لیلا(ملیکا شریفی نیا) این نقش را بازی کرده است. عبدالله زاده خشمگین میشود و فیلم را توقیف میکند. خسرو برای نجات از بن بست به شیرین پیشنهاد میدهد در ازای تکرار دیالوگهای فیلم سیصد هزار تومن بگیرد. شیرین میپذیرد و دور از چشم محمد با خسرو همراه میشود. شیرین به خسرو میگوید باید از پدرش اجازه بگیرد و با این بهانه از ماشین پیاده شده و سمت خانه ای میرود. شیرین پولی که از خسرو گرفته را در جیب میگذارد و فرار میکند. در خیابان، جوانی(حامد بهداد) با 206 جلوی پایش می ایستد و شیرین سوار ماشین او میشود. پلیس ماشین آنها را متوقف میکند و میگویید ماشین به علت سرعت غیر مجاز باید به پارکینگ فرستاده شود. شیرین از غیبت پسر جوان استفاده میکند و هرآنچه از اهالی آن ساختمان دزدیده در کیفش میگذارد و بعد هم به پسر میگوید برای اینکه ماشین را به پارکینگ نفرستند دور از چشم پلیس با ماشین فرار میکنم.
شیرین با این ترفند ماشین پسر را هم میدزدد اما در گوشه ی خیابان رهایش کرده و سوار اتوبوس میشود.
صاحب پیکان میگوید که دختری ندارد و معلوم میشود شیرین پیکان را هم دزدیده بوده است، پلیس محمد را به جرم همدستی با شیرین دستگیر میکند. محمد میگوید که شیرین را شب قبل در خیابان دیده و چون به کمک نیاز داشته فقط میخواسته کمکش کند و از ماجرای دزدی خبر ندارد.
پلیس دستور توقف اتوبوسی که شیرین در آن نشسته است را میدهد.
هنرمندانه تر از یک فیلم تجاری
حقیقتش اینه که خیلی نمیتونم در مورد بازی حامد بهداد صحبت خاصی داشته باشم. به نظرم بازیش رو فقط باید دید...البته نمیگم نمیشه روش صحبتی کرد اما من به شخصه حرف خاصی ندارم...اصغر فرهادی در مصاحبه ای گفته که فکر نمیکرده این نقش به این خوبی از آب دربیاد...بازی حامد بهداد تو سینما همه رو محو کرده بود و با اینکه تجربه ای آنچنان در کار طنز نداره اما تونست مردم رو وادار به خنده کنه!
از بازی حامد بهداد که بگذریم؛ کار چه از لحاظ فیلمنامه و چه از لحاظ کارگردانی بسیار خوب و دقیق ست...خیلی ها موفقیت فیلم رو فقط به حساب فیلمنامه ی فرهادی میذارن...اما من کارگردانی پریسا بخت آور رو هم خیلی موثر میدونم...میخوام فیلم اخراجیها رو یادتون بیارم...نویسنده ی کار آدم بسیار باهوش و کاربلدی به نام پیمان قاسم خانیه(البته میگن بیشتر وظیفه ی دیالوگ نویسی رو به عهده داشته؛ حتی با این فرض) کارگردانی ضعیف باعث شده تعدد بازیگران به نفع فیلمنامه تمام نشه و 100% به کار لطمه بزنه...هرکدوم از بازیگران در فیلم هنرنمایی های خاص خودشون رو دارن و انگار کسی مسئول کنترل اون همه بازیگر نیست و البته چقدر شوخیهای کار لوس و تکراری به نظر میاد.

برعکس در فیلم دایره زنگی انگار برای هربازیگر چارچوبی کشیدن و اجازه ی خروج از اون چارچوب مگر در مواردی خاص بهشون داده نمیشه...امین حیایی اخراجیها رو مقایسه کنید با امین حیایی دایره زنگی...حیایی در هردو کار خوب ظاهر شده...اما در اخراجیها انگار همش درحال رژه رفتن جلوی چشم بیننده ست(منظورم عکس العملهای بی موقع و بی مورده) اما در دایره زنگی بازی خوبش با کنترل دقیق کارگردان بیشتر جلوه میکنه...و در مورد شوخیهای کار که جز یکی دو مورد همه تازه و بکرند!
به هرحال بخت آور نشون داد که توانایی کار با چندین بازیگر حرفه ای که هرکدوم برای خودشون حرفی واسه گفتن دارند؛ رو داره و میتونه در عین اینکه اجازه خروج از چارچوب رو بهشون نده، بازی مورد نظر رو ازشون بگیره!
بازیگرای فیلم هرکدوم هنر خودشون رو به بهترین نحو ممکن نشون میدن...مثلا امید روحانی اینقدر به نقش نزدیک شده که آدم، شخصی به نام روحانی رو فراموش میکنه و فقط عبدالله زاده در ذهنش میمونه...یا باران کوثری که تا لحظه ی آخر به تماشاگر اجازه ی حدس و گمان در مورد شخصیتش رو نمیده(و فکر میکنم این دقیقا چیزی بوده که ازش خواستن)...مهران مدیری که سعی میکنه آشنایی زدایی کنه و ما رو با یه شخصیت جدید روبرو کنه و فکر میکنم موفق هم عمل کرده...صابر ابر(اون زمان که مجری تلویزیون بود در موردش فکر همچین روزی رو هم نمیکردم) اینقدر دوست داشتنی بازی کرده که آخرش با قطره اشکی که میریزه دلمون واسش کباب شه...و بهاره رهنما که به نظرم بهترین بازی تمام دوران کاریش رو ارائه کرده...همه در جاهای خودشون درست و بجا نشستن...یه نکته جالب هم؛ بازی منصور شهبازی در فیلمه که اگر دوستم نگفته بود اصلا نمی فهمیدم اون پسری که باباش نمیذاشت ماهواره داشته باشن همون منصور فیلم "نفس عمیق" ست.
با همه ی این حرفها من فیلم دایره زنگی رو دوست دارم و امیدوارم زوج هنری فرهادی- بخت آور باز هم باهم کار کنن. داشت یادم میرفت...چقدر تیتراژ فیلم رو دوست داشتم...حرکت بسته ی آدامس با اون موسیقی زیبا خیلی دوستداشتنی شده بود...تیتراژ ساده ای بود مثل خود فیلم...همیشه میگن زیبایی تو سادگیه...فکر کنم باید باور کنم!
طناز دایره زنگی!
با توجه به تعدد بازیگران و بازیهای روان و یکدست آنها و همچنین کارگردانی منسجم، تصویربرداری مهیج به شیوه دوربین روی دست، تدوین خیره کننده و متناسب با سرعت روی دادن اتفاقات قصه و عوامل بیشمار دیگری که در این فیلم وجود دارد و همه این
عوامل دست به دست هم داده تا یک فیلم خوش ساخت و دیدنی را در معرض دیدمان قرار دهد، گویا جایی برای تحلیل بازی حامد بهداد باقی نمی ماند؛ بازیگری که بارها ثابت کرده کوتاهی یا بلندی، سیاهی یا سفیدی نقش اهمیتی ندارد. او حتی ثابت کرده، تیپ یا شخصیت بودن نقش مهم نیست طوری که حتی تیپ ترین نقش ها را هم آنچنان بازی کرده که به اندازه شخصیت نو و پیش تر دیده نشده فواد "روز سوم" (اولین عراقی سینما که ایرانی ها را برای سرنوشت خود غمگین کرد) در ذهن من و شما باقی مانده. یکی از همین تیپ ها که حتی اسمی هم نداشت (اما ما با نام "طناز" بازیش را به خاطر می سپاریم)، نقش بسیار کوتاهش در فیلم دایره زنگی است. نقش بهداد در این فیلم جز معدود نقشهایی است که به آن آپارتمان دایره زنگی ها ارتباط مستقیمی پیدا نمی کند؛ یکبار قبل از شروع تیتراژ ابتدایی در برخورد با خانواده مدیر ساختمان او را می بینیم و بار دیگر هم قبل از سکانسهای پایانی فیلم در مواجهه با شیرین. بار اول با آن شیطنتهای مخصوص چنین تیپ هایی انرژی زیادی را با خود به فیلم می آورد، آن هم فیلمی که به خودی خود از سرعت و تحرک بالایی برخوردار است!. و اما بار دوم که سرشار است از بازی مهیج و پرانرژی اش، طرز گرفتن فرمان؛ نوع کج نشستن روی صندلی؛ حرکات سریع و پی در پی چشم از اتوبان به شیرین و از شیرین به اتوبان و آینه های ماشین؛ پلک زدن های مداوم؛ نشان دادن ترسش از رانندگی با چشم بسته حتی در 5 شماره؛ طرز گفتن دیالوگها؛ و اما در آخر نوع راه رفتن جالب و به یادماندنی اش بعد از پیاده شدن از ماشین که نشان می دهد، روبه دوربین یا پشت به آن، شات باز یا بسته چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که یادت نرود این فیلم است که بازی می کنی و باید هر لحظه برای تماشاگری که در سینما نشسته هیجان انگیز باشد. از دیدن فیلم و بازی بهداد خیلی لذت بردم و حالا می فهمم که چرا حامد بهداد گفته بود از بازی در دایره زنگی لذت بردم!
بیگانگی و بی خانمانی، شکل موها و کراوات این شخصیت مرا یاد شازده کوچولو می اندازد با آن سیارک ب 612 کوچولو و غریب و آن شال گردن معروف و موهای به هم ریخته اش. این جمله آخر صرفا حس من بوده نسبت به این نقش و حال و هوایش.
موسیقی فیلم "روز سوم"
http://musicspace.persiangig.ir/Rooz%20e%20Sevvom.wma
این دوتا لینک رو به درخواست یکی از بچه ها گذاشتم...اگه یادتون باشه سایه آفتاب رو قبلا توی وب گذاشته بودم!
*از قسمت ۱۶ سکانس درگیری و مرگ خلعتبری (حجم ۵.۵ مگابایت)
مرگ خلعتبری
*از قسمت ۸ سکانس دیدار غزاله و امیرحسین در پادگان در روز سال نو (حجم ۵.۷ مگابایت). من خودم این سکانس رو خیلی دوست دارم؛ هم به خاطر موسیقیش و هم به خاطر حال و هوای زیبای حاکم بر فضا و البته به خاطر شکوفه های خوشگلی که پشت غزاله با نسیم بهاری می رقصند.
دیدار غزاله و امیرحسین در پادگان
*از قسمت ۱۰ سکانسی که امیرحسین در خواب دیدن مهشید را برای غزاله تعریف می کند (حجم ۳.۷ مگابایت). این سکانس رو هم براتون گذاشتم.خودم خیلی دوستش داشتم که دلیلش رو نمیگم
تعریف خواب دیدن مهشید به غزاله
سمانه ع هستم و از این به بعد با نام نویسندگی هیوا افتخار همکاری با هاله عزیز رو در این وبلاگ دارم. برای شروع هم لینک دانلود ویدئوی نشست فیلم آدم رو برای دوستانی که نتوانستند در سه پست قبلتر دانلود کنند در اینجا قرار میدم. به زودی هم قسمتهایی از سریال یک مشت پر عقاب را خواهم گذاشت.
صحبتهای حامد بهداد در نشست فیلم "آدم"
دانلود ترانه "مرگ هدایت" با صدای حامد بهداد-فیلم مجنون لیلی
هاله: بچه ها از اونجایی که نصف زحمتهای وبلاگ همیشه به گردن سمانه جان بوده، من گفتم خودش که زحمتو میکشه خودش توی وبلاگ هم بزاره...سمانه خیلی بهتر از من مینویسه...امیدوارم سمانه بتونه رخوت وبلاگ رو که البته ناشی از تنبلی های منه جبران کنه!

با پيوستن حامد بهداد و مهراوه شريفي نيا به جمع بازيگران <هفت دقيقه تا پاييز>، جديدترين فيلم عليرضا اميني اوايل هفته آينده كليد مي خورد.
به گزارش <باني فيلم> ، بهداد قرار است در فيلم اميني يكي از متفاوتترين نقشهاي كارنامه بازيگرياش را با گريمي خاص ايفا كند.
پيش از اين حضور نيما شاهرخ شاهي، پانتهآ بهرام، محسن طنابنده، بهاره افشاري، آهو خردمند، بهرام ابراهيمي، سعيد آقاخاني، سيامك صفري، كوروش ستوده، اميرحسين رستمي و جمشيد هاشمپور به عنوان بازيگران فيلم < هفت دقيقه تا پاييز> قطعي شده بود.
فيلمنامه <هفت دقيقه تا پاييز> توسط عليرضا نادري به نگارش درآمده و اين فيلم مضموني اجتماعي و فضايي شهري دارد.
عليرضا اميني تا پيش از اين فيلمهاي <نامه هاي باد>، <دانه هاي ريز برف>، <كنار رودخانه>، <زمان مي ايستد>، <فقط چشمهاتو ببند> و <استشهادي براي خدا> را جلوي دوربين برده و <هفت دقيقه به پاييز> هفتمين فيلم بلند سينمايي او محسوب مي شود.
فهرست كامل عوامل اين فيلم عبارتند از : مدير فيلمبرداري: محمدرضا سكوت، مجري طرح: سعيد هاشمي، صدابردار: بهمن اردلان، طراح صحنه و لباس: بهزاد كزازي، گريم: ايمان اميدواري، مدير توليد: امير پور بهشتي، بازيگردان: محسن طنابنده، دستيار اول كارگردان: علي افشين راد، مدير برنامه ريزي: اميرحسين عسگري، منشي صحنه: زهرا داوودنژاد، مدير تداركات: سيدامير سيد ابراهيمي، جانشين توليد: امير مسعود عسگري، دستيار برنامه ريز: مصطفي آقامحمدلو، اميرعلي قنبري، دستيار صحنه: امير ملك پور، دستيار لباس: سوفيا شكري، مجري گريم: سحر ميرخاني، محمد كلاه دوز، دستيار تداركات: محمدآبنيكي، مجتبي حاجعلي، خدمات: حامد صالحي، بابك حكيمي، حمل و نقل: محمد ابراهيمي، سيد مرتضي هاشمي، امور دفتري: محمد غريب شاه، عكاس: عبدالله عبدي نسب، نويد سجادي، مشاور رسانه اي: مهدي طاهباز، سرمايه گذار: مهرانكمالپور، تهيه كننده: حسين صابري.

سینمای ما - حامد بهداد و مهراوه شریفینیا بازیگران جدید فیلم سنمایی "هفت دقیقه تا پائیز" هستند که به کارگردانی علیرضا امینی تولید میشود.
هفتمین فیلم امینی اوایل هفته آینده کلید میخورد و نیما شاهرخ شاهی، محسن تنابنده، بهاره افشاری، جمشید هاشم پور، پانتهآ بهرام، آهو خردمند، بهرام ابراهیمی، سعید آقاخانی، سیامک صفری، کورش ستوده و امیرحسین رستمی دیگر بازیگران آن به نویسندگی علیرضا نادری هستند.
دیگر عوامل پروژه سینمایی "هفت دقیقه تا پائیز" عبارتند از مدیر فیلمبرداری: محمدرضا سکوت، صدابردار: بهمن اردلان، طراح صحنه و لباس: بهزاد کزازی، طراح گریم: ایمان امیدواری، مدیر تولید: امیر پوربهشتی، دستیار کارگردان: علی افشینراد، عکاسان: عبدالله عبدینسب و نوید سجادی، سرمایهگذار: مهران کمالپور و تهیهکننده: حسین صابری.
"استشهادی برای خدا" امینی که در بخش سودای سیمرغ و بینالملل بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، در دو رشته بازیگر مرد مکمل (محسن تنابنده) و بهترین فیلم بینالملل برنده جایزه شد و در چند رشته دیگر نامزد جایزه بود. این فیلم پروانه نمایش گرفته و پائیز آینده اکران میشود.
**گویا حامد بهداد نقش اول این فیلم خواهد بود...فقط من موندم اگر فیلمبرداری ۱هفته دیگه شروع میشه پس تکلیف بی پولی چی میشه؟! البته فکر میکنم برنامه ریزی شده...جای نگرانی نباید باشه...من همش نگرانم خبر بازی بهداد تو فیلم بی پولی تکذیب بشه! فکر میکنم بلاخره قراره اتفاقات خوبی تو سال جدید برای حامد بهداد بیفته. به هرحال میشه بازی تو فیلم "بی پولی" و "هفت دقیقه به پاییز" رو به فال نیک گرفت!

سینمای ما - «بي پولي» حميد نعمت اله اين روزها گريبان چند بازيگر مطرح ديگر سينما را هم گرفت تا اين فيلم با تكميل گروه بازيگران خود به زودي جلوي دوربين برود. « بي پولي» دومين فيلم نعمت اله پس از فيلم تحسين شده « بوتيك» است. او پروانه ساخت اين فيلم را ۲۶ شهريور سال گذشته به تهيه كنندگي مصطفي شايسته دريافت كرد و در آغاز مراحل پيش توليد بهرام رادان را به عنوان بازيگر نقش اول فيلمش برگزيد و اواخر سال نيز اعلام شد كه ليلا حاتمي نيز به عنوان بازيگر نقش اول با اين پروژه قرارداد امضا كرده است. پس از انتخاب اين دو بازيگر مصطفي شايسته از حضورديگر بازيگران سرشناس سينما در اين پروژه خبر داد . او در همين رابطه روزچهارشنبه چهارم اردیبهشت به خبرنگار همشهري امارات گفت علاوه بر حاتمي و رادان با حامد بهداد ، حبيب رضايي و افسانه بايگان نيز به توافق رسيديم و آن ها ايفاگر ديگر نقش هاي اصلي اين فيلم خواهند بود. بنا به گفته شايسته فيلمبرداري پروژه سينمايي « بي پولي» تا بيست روز ديگر به مديريت فيلمبرداري عليرضا زرين دست در تهران شروع مي شود.
نعمت اله فيلمنامه « بي پولي» را به شكل مشترك با هادي مقدم دوست به نگارش در آورده است . او در اين فيلم داستان زوجي جوان را روايت ميكند كه پس از ازدواج و در آستانه بچهدار شدن با مشكل بيپولي رو به رو ميشوند.
نعمت اله پيش از اين در گفت وگويي اعلام كرده بود كه « بي پولي» اثري متفاوت با بوتيك است او در اين باره گفته است:"بي پولي فضايي كاملا مفرح دارد ومشخصترين تفاوت آن با بوتيك در اين است كه در فيل اولم آدمها همگي مجرد بودند و گرفتاري هايشان به شكل تلخ و تيره به تصوير آمده بود، ولي در فيلم دومم همگي شخصيت هاي اصلي متاهل هستند و به مشكلات آن ها با نگاهي طنز پرداخته شده است. در مجموع «بي پولي» درباره جماعت متاهل و دردسرها و گرفتاريهايي آن هاست."
نعمت اله سال ها به عنوان دستيار كارگردان در سينما فعاليت مي كرد ودر اين مدت با كارگرداناني چون مسعود كيميايي و ايرج قادري همكاري داشت. او سال ۱۳۸۲ نخستين فيلم بلند سينمايي اش با نام «بوتيک » را جلوي دوربين برد كه به خاطر كارگرداني آن سيمرغ بلورين بهترين فيلم اول را از جشنواره بيست ودوم فيلم فجر به دست آورد. او در حد فاصل ساخت فيلم اول و دومش چند فيلمنامه به نگارش در اورد كه يكي از آنه به نام « مقلد شيطان » به كارگرداني افشين صادقي جلوي دوربين رفت. او علاوه بر نگارش به عنوان مشاور كارگردان نيز در اين پروژه حضور داشت. ديگر فيلمنامه او كه در ژانر جنايي نوشته شده نيز «مار و پله» نام دارد كه قرار است توسط فرزاد موتمن ساخته شود.
** از شنیدن این خبر آنچنان هیجان زده شدم که کم مونده بود سکته کنم!!!! اینقدر این خبر عالی بود که دلم نیومد لینک خبر رو بزارم...همه چیز عالیه...باید منتظر یه شاهکار دیگه از حمید نعمت اله باشیم...کارگردان که خوب...بازیگرا هم شاهکار...مدیر فیلمبردای هم که عالی...به نظرتون نباید منتظر یه فیلم معرکه بود؟!! من هیجان زده ام شدید!!!! آخ امیدوارم همه چیز عالی پیش بره...کسی انصراف نده...خبری تکذیب نشه و خلاصه بعد از چند سال دوباره تجربه دیدن شاهکاری مثل بوتیک تکرار بشه!





