نمایشگاه گروهی عکس سیاه و سفید از روز جمعه 27 آذر 1388 ساعت 4 در گالری آرت(خیابان شریعتی) برگزار میشود.
بازدید عموم از 28 آذر ماه تا 8 دی ماه از 11 صبح تا9 شب آزاد خواهد بود.
بخشی از عواید نمایشگاه به پروژه های برنامه جهانی غذا اهدا خواهد شد.
آدرس: خیابان شریعتی،ضلع شمال غربی،پل صدر،پلاک 1716
تلفن:
22601130
22612849
*اسم حامد بهداد رو تو لیست عکاس ها دیدم.باید نمایشگاه جالبی باشه.تو یه روز سرد دیدن عکس تو یه محیط گرم همراه با دوست های خوب بهترین کار!

به گزارش سایت سینمایی سینمای ما- مراسم رونمایی از کتاب «محاکمه در خیابان» بابک برزویه با حضور مسعود کیمیایی و چند تن از عوامل و بازیگران فیلم در پردیس ملت برگزار شد.
مراسم رونمایی از کتاب «محاکمه در خیابان» که شامل عکسهای فیلم «محاکمه در خیابان» آخرین ساخته مسعود کیمیایی یکشنبه شب در محل پردیس ملت برگزار شد.این مراسم که با تأخیری یک و نیم ساعته آغاز شد به علت محدودیت زمان برای تحویل دادن سالن به شکل سریع برگزار شد.
در ابتدای این مراسم بابک برزویه در مورد این کتاب توضیحاتی را ارائه کرد و سپس مسعود کیمیایی در این مراسم گفت: «عکس برای من ذات تصور و رؤیاست و وقتی رؤیا نداریم، عکس نداریم. وقتی جهان را به گذشته و آینده تقسیم کنیم هیچوقت حال را نمیتوانیم نگاه داریم و هنر عکاس این است که میتوان حال را ثبت کند.»
در ادامه این مراسم، عیسی عماد به نمایندگی از انتشارات سفیران به حضار خوشآمد گفت و جواد طوسی نیز در مورد سینمایی مسعود کیمیایی سخنرانی کرد.
اکبر معززی، رضا یزدانی، محمد مؤید، پولاد کیمیایی و شبنم درویش از جمله هنرمندان حاضر در این مراسم بودند.
من فقط یک توضیح کوچیک میدم.این یک آپ دست گرمیه ایشالا آپ تولد بعدی هم در راه!این متن دو تا تبریک کوچیک از طرف یلدا عزیز و من برای آقای بازیگر ما.
******

یلدا عزیز:
۳۶ سال پیش در یک همچین شبی یه پسر درباغ نادری مشهد متولد شد...من نمی دونم در اون لحظه ستاره ها و افلاک چه زاویه ای نسبت به هم داشتن و تاثیرشون روی زمین مخصوصا اون نقطه ای از زمین که اون پسر به دنیا اومد چه طور بوده ولی هرچی که بوده باعث شده خیلی چیزها در اثر عنصر وجودی اون آدم زیر و رو بشن... حالا او قاعده فیلم دیدن وسینما رفتن و هنر بازیگری و کلا سطح انتظار ما از این هنر رو بالا برده او می توته با یک نقش چند دقیقه ای و دو تا دیالوگ کوتاه چهار ستون بدن تماشاگر فیلم رو به لرزه در بیاره میتونه در قالب نقشی مثل خسرو آتش به جگر تماشاگر بزنه یا از طریق بهرام طلوعی عنان تماشاچی را در درست گرفته و بکشاندش به هر کجا که خاطر خواهشه! البته بهداد بازیگر کاردرستیه ولی چیزی که مارو اینجا دور هم جمع کرده فقط بازی درخشان او نیست بلکه شخصیت کاریزماتیک و عجیبشه.... در واقع این وجه شخصیت آدمی مثل اونه که مثل یه دیوارحایل بین اون و بقیه انسانهای مشهور فاصله انداخته این hyper manicبودنش که به مزاق خیلی ها خوش نمی آد باعث شده او با یک سرسختی مسیح وار این صلیب سختی ها رو تا قله شهرت تک و تنها به دوش بکشه ...مارلون براندو در جواب اعتراض لارنس به اینکه او فقط راجع به سرخپوستا حرف میزنه میگه: این واقعیت به طرز وحشتناکی منو آزار می ده که هرکس به دیدنم میآد داره با یه بازیگر احمق بی شعور خیلی مشهور(!) ملاقات میکنه نه با یه انسان ,انسانی که شاید نقطه نظرات دیگه ای و یا دلمشغولی های دیگه ای هم داشته باشه اونوقت این ابلهانه ترین قسمت زندگیمه که به عنوان مهم ترین قسمت زندگی ازش صحبت می کنن
خدایا در این شب بلند پاییزی به ما کمک کن که در پیچ وخمهای زندگی انسانی با پشتکار حامد باشیم چون به قول خودش: بازیگر بشیم یا نشیم فرقی نمی کنه.... (زندگی) باید چیز مسحورکننده ای باشه.والا بازیگری شغله.. حامد بهداد امیدوارم زندگی برات همیشه مسحور کننده باشه......تولدت مبارک
******
سال ها پیش یه گوشه مشهد پسر بچه ای به دنیا اومد که خیلی دلش می خواست بدونه تو دنیا چه خبره برای همین زود تر از وقتی که خدا بهش قول داده بود سر خورد و اومد تو دنیا!از همون موقعه بود که خاص شد...
سال ها گذشت و محو هنر بازیگری شد همه ی نیروش و جمع کرد تا به آرزوش برسه..... و رسید.با فیلم آخر بازی خودش رو به مردم معرفی کرد.گوش که تیز میکردی تو سالن های سینما و جاهای هنری حرف هایی درباره بازیش میشنیدی.داورهای جشنواره فجر مجذوب بازیش شدن و این بازیگر جوان و بااستعداد رو کاندید کردن....ولی فیلم با اکران بدی مواجه شد.اون پسر رو پاش بلند شد وایستاد و به همه گفت:من حامد بهدادم و آخر بازی آخر(ین)بازیم نیست من تازه اومدم!و این بود اول بازی حامد بهداد......
از اون فیلم سال هاست که میگذره و پسر قصه ما لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر به آرزوش میرسه.
دیگه حالا ۲۶ آبان واسه خیلی آدم ها مهمه.
امسال سال خوب و پر از موفقیتی برای مارلون براندوی وطنی ما بود.حامد بهداد عزیز سال بهتر و پر موفقیت و پر از آرامشی دوست داشتنی رو براتون آرزو میکنم.
نخستين جشنواره فيلمهاي كوتاه ايراني قرار بود از ۱۴ تا ۱۶ اگوست در مركز هنرهاي نمايشي ريچـوند هيل برگزار شود.اما به دلیل مشکلات بعضی از داوران این برنامه به تاریخ ۱۰ تا ۱۴ نوامبر موکول شد.اين اولين بار است كه جشنوارهاي با اين ويژگيها در خارج از ايران برپا ميشود، چرا كه كارگردانان آثاري كه در آن به نمايش در ميآيد و يا به مسابقه گذاشته ميشود، همه در داخل ايران زندگي ميكنند.
اين جشنواره به همت پرشيا فيلم به مديريت شاهرخ بحرالعلومي و به دنبال ماهها تلاش و برنامهريزي تدارك ديده شده كه نماينده انحصاري انجمن سينماي جوان ايران است.
شاهرخ بحرالعلومي از هنرمندان پرسابقه تلويزيون و سينماي ايران و كارگردان فيلمهاي كوتاه و مستند است كه فيلم فصل خاك او در جشنواره جهاني فيلمهاي كوتاه سينه فيستا جايزه گرفت و سپس در جشنواره فيلم نيويورك برنده جايزه بهترين اثر هنري Gold Price شد.فیلم ها توسط مهناز ، حامد بهداد و بهرام رادان در حال برسی اند.مستند،داستانی ،تجربی و انیمیشن ،سبک یا ژانر فیلم هایی هستند که در این جشنواره نمایش داده میشوند.
عکسی از داوران جشنواره:
http://i36.tinypic.com/27zexqe.jpg
مهناز افشار بهرام رادان و شاهرخ بحر العلومی(مدیر جشنواره):

«مسعود رسام» كارگردان سينما و تلويزيون كه چندي پیش دچار بيماري شده بود و در بيمارستان عرفان تحت نظر پزشكان بود صبح امروز درگذشت.
براساس اين گزارش، «مسعود رسام» مدتها بيمار بود و به تناوب در بيمارستان بستري می شد.
مسعود رسام، فارغالتحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما و تهيهكننده و كارگردان سريالهاي تلويزيوني به يادماندني چون همسران، مرواريد سرخ و سرزمين سبز است. دو فيلم «سيندرلا» و «علي وغول جنگل» نيز در كارنامه سينمايي وي به چشم ميخورند.
«بيژن بيرنگ» همكار ديرينه «مسعود رسام» گفت: جاي او در عرصه هنر بسيار خالي است و هيچ وقت پر نميشود.
«بيژن بيرنگ» دوست و همكار نزديك مرحوم«مسعود رسام»، در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره درگذشت اين هنرمند، گفت: من حس ميكنم، كه يك دوست، يك رفيق و يك همكار عزيز را از دست دادم.
اين تهيهكننده تلويزيون كه در مجموعههايي چون «همسران» و «خانه سبز» با رسام همكاري داشته، گفت: ما به هم خيلي نزديك بوديم و در شرايطي كه باور پذير نبود كه دونفر با هم كار كنند، ما 17-18 سال با هم كار كرديم.
بيرنگ در انتها در حالي كه بسيار متأثر بود، اظهار داشت: جاي ايشان بسيار خالي است، جاي خالي بعضيها هيچ وقت پر نميشود.
*متن از سایت سینمایی سینمای ما
*از طرف خودم آیدای عزیز و همه ی دوستان به خانواده ی این مرحوم و خانواده ی سینما تسلیت مگیم![]()
جناب گلمكاني، اينجانب حامد بهداد، ميزان موفقيت و محبوبيتم را در ميان مردم هرگز مديون نقد و يادداشتهاي منتقدين نميدانم. مقوله نقد بيش از آنكه مشتريش مردم باشند راهكاري است براي خود ما سينماگران كه اگر نكتهاي وارد باشد، اشعارمان را در ارائه كار، هرچه نابتر كنيم.
يادداشتي نوشته بوديد از سر بيعنايتي بر كارنامه اينجانب. گويا قصد واگذاري مافياي نقد را داريد و فقط به صدور راي مخالفم يا موافقم بسنده فرمودهايد. خب نماينده مجلس ميشديد استاد. گيرم نظرتان راجعبه كار بنده همان چند خطي بود كه رفت. آيا معنايش چيزي جزو مهر تاييدي جهتدار بر نقدي بهظاهر تئوريك بود؟ آن هم با ترفند لفاظي؟ چه كه خود بهتر ميدانيد اگر آن نقد محلي از اعراب داشت محتاج تاييديه شما نبود. اينجانب عقيده دارم سينما بدون نقد و منتقد ميميرد -كه البته اين شامل حال نقدي كه به عمد و تاكيد، تاييد فرموديد نميشود- دلايل نقد موردنظر براي اثبات ادعايش ربطي به كار اينجانب ندارد؛ مثلا ماجراي سگسكوت و چيدمان عكسهايي خارج از متن كه به صلاحديد شما اتفاق ميافتد. اين است كه ميگويم جهتدار. اگر اينجانب در يك نشست تخصصي، مربوط به تئاتر تجربي، روي ميز ميروم چه ربطي به كارنامه سينمايي بنده دارد؟ اگر در آن جلسه دست به حركات نمايش زدهام، منظوري مشخص را دنبال كردهام. مضاف بر اينكه ميدانم از تئاتر تجربي كمتر ميدانيد؛ چرا كه نمايش، از همان جلسه مطبوعاتي شروع شده بود.
نقد مورد تاييدتان به اينجانب بيشتر از منظر طب روانشناسي پرداخته است، كما اينكه در اهانتنامه بعدي منتقد، درباره سوابق پزشكي و تربيتي بنده اظهار فضل شده. جناب گلمكاني، اگر در روزنامه وطن امروز از اينجانب اشارتي و كنايتي به شما رفت قويا عذر ميخواهم. قصدم توهين نبود اما روي سخنم با شما بود، نه با نقد موردتاييدتان. جاي درنگ است كه هر نقدي از هر منتقدي را در مجله خود چاپ كرده و مستدل بخوانيد، كه همين تاييد شما سرآغازي بود براي توهين به خانوادهام. ميخواهم بدانم نقد ذكر شده، دقيقا به كجاي مقوله بازيگري اشاره ميكند. ماجرا اين است كه مجله فيلم آهسته آهسته ميرود تنها افتخارش اين باشد كه پس از 30 سال ديرينهترين جريده سينمايي است و بس. ميرود تا بافت ذهني و روحي مديران و منتقدان مجله، شبيه مبارزه شعراي كلاسيك عليه ادبيات مدرن شود (كه اين البته چيزي از ارزشتان كم نميكند) اما آيا اين بود چشمانداز شما؟ اينگونه بهنظر ميرسد به محض اينكه پديدهاي نو و متفاوت به نگاهتان نميگنجد درصدد حذف آن برميآييد.
نگاهي كه طبق آن، بدترين را بهترين جلوه دهيد و برعكس. نقد مذكور كه حضرتعالي راجع به كار بنده تاييد فرموديد، ايجاد نفرت ميكند؛ نه به دليل ارزيابي علمي، كه به دليل خارج بودن از جاده انصاف آن هم از سر بيدانشي. از همين روست كه كورسوي تشويق شما باعث آزار ميشود. هرچند كه مسعود مهرابي عزيز در كمال آقايي و بزرگواري همين يك مورد را هم برگ قرمزي قلمداد كرد. با اين حال چند خطي لطف كرده بوديد و از اغراق در بازيگريام گفته بوديد. اين، قدر مسلم به ضعف كارگرداني بعضي از فيلمها هم مربوط ميشود. پس آن كارگردان كه ذوق ميكند و در پايان پلان دستور چاپ بازي مرا ميدهد، شرح وظايفش از نگاه زيباييشناسي چيست؟ فيلمسازان و فيلمنامهنويسان در ابتداي كار صفر را صد جلوه ميدهند (كار برعكسي كه حضرتعالي در حق بنده فرموديد. سواي هتك حرمت از خانوادهام توسط منتقد موردتاييد) بگذريم، باب تخيل گشوده و تمامي اجزاي اجرا در ذهن پروريده ميشود. نقش را باطن و لباسي متصور ميشوي اما فيلمنامه را كه ميخواني ذوقت كور ميشود. هزاران ايده و پيشنهاد كه سرصحنه بردهاي كارگر نميشود، نه به ذهن صحنه و نه كارگردان. چرا كه محمل هيچ پيشنهادي فراهم نيست. والا حق با شماست جناب. اينكه احساس ميكنيد در فيلمي بد من با كارم اين جمله را ميگويم كه:«ببينيد من چه بازيگر خوبي هستم.» حقيقت دارد. خاصه به اين دليل كه مانند بسياري از بازيگران همنسلم روي خطي صاف و يكنواخت حركت نميكنم. ريسك ميكنم. بالطبع امكان خطر و خلاقيت بيشتري وجود دارد. مضحكترين جاي نقد موردتاييدتان آنجا است كه به من ميگويد به بازيگر روبرويم (الناز شاكردوست) و احساسات او بيتوجه بودهام. قابل توجه دوستان پشت صحنه فيلم دلخون! و تماشاچيان و سينماگران محترم! من به ايشان بيتوجه بودهام يا ايشان به من؟ شما را چه ميشود جناب گلمكاني كه بر چنين نقدهايي صحه ميگذاريد؟ اگر براي فيلم بوتيك، روز سوم، كافه ستاره، آخر بازي و ... نقدي بر كار اينجانب نمينويسيد، چيزي نيست مگر احساس كاذب پدرخواندگي كه در عرصه نقد سينما ميكنيد.
نه چنين نيست جناب گلمكاني. شما GOD father نقد اين سينما نيستيد. من از آن دست بازيگراني نيستم كه نديدن شما را ناديده بگيرم. نديدن و نفهميدن و درك نكردن شما، آن هم به عمد، علاوه بر اينكه سابقهتان را مخدوش ميكند، منجر به نديدن و نفهميدن و درك نشدن يك عمر حضور- شايد اتفاقي – خودتان در نقد سينما خواهد شد. تيشه به ريشه خودتان زدهايد اگر قاعده و رويه نقد را گم كردهايد، نه من. مرا بزرگاني چون سمندريان، كيميايي، تقوايي، صدرعاملي، بيضايي، فرمانآرا، فرهادي، شهبازي و قباديها دعوت به همكاري كردهاند، چه منجر به همكاري شده چه نشده.(اسامي را مرور فرماييد.) نگذاريد تنها امتياز نوشتههايتان آزادي اظهار سليقه باشد كه اين براي شما كم است. يا نقدي مبتني بر دانش روز سينما و بازيگري بنويسيد، يا اگر خود را از نوشتن نقدي معاف ميدانيد، صرفا اظهار سليقه كافي نيست.
اينكه خطاب به شما (فقط شما) با تعصب و جديت مينويسم از اينروست كه يك مويتان ميارزد به هزاران تازه كار ناكارآمد چند جلد خوانده. در مورد شبانهروز فرموده بوديد هنر كارگردانها اين بوده كه توانستهاند دست و پاي مرا بسته يا اينكه چهرهام را زير گريم پنهان كنند. اين ديگر چه نقدي است عزيزدل؟ شايد نميدانيد نقشي را كه بازي كردهام مابهازاي واقعي و اجتماعي داشت. راجع به آن نقش تحقيق شده بود. اگر هم نكتهاي باشد به زبان سينمايي ويژه فيلم و به لول و زاويه دوربين برميگردد. براي من هوشنگ گلمكاني بيهيچ نبود. باز هم گلي به گوشه جمال خودتان. عرصه محروم است از جوانان پرصلاحيت. اينكه ميفرماييد استعدادكي دارم از سرم هم زياد است.
در آن قحطي حوصلهتان كه حتي 6 خط مرا قابل نميدانست اميد همين تك كلمه هم نميرفت. منتقدين بيسواد هميشه از سينماگران عقبتر بودهاند، هم در دانش سينما و هم در تجارب آن. براي آنها صرفا وجاهتي كه از سينما كسب ميكنند حائز اهميت است، نه خود سينما. قصد ندارم راجع به نقد خوب حرف بزنم كه آدرس اين مهم را از اغلب يادداشتهاي خود شما دارم. عمدا بد ديدن و بد خواندن نه حق من بود و نه برازنده شما. نقدي كه تاييد فرموديد نوشتهاي بود از سر كينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجراء. ننگآور است براي من كه درصدد توجيه كارم برآيم. به قول جناب مهرابي:«باوقار و بالنده به راهتان ادامه دهيد. همچون گذشته.» من نيز در اين راه از شما تاسي ميجويم.
حامد بهداد
3 آبان 1388
منبع : اعتماد
آقای بهداد، خانم بهداد! پسر شما هنرمند است و این به دست نمیآمد اگر فکر و ذکر شما حامد نبود، به دست نمیآمد اگر سایه مهر و محبت شما بالای سرش نبود، به دست نمیآمد اگر فرهنگ در زندگی شما جاری نبود، به دست نمیآمد اگر یاریاش نمیکردید، به دست نمیآمد اگر شما هم راه و هم همراه او نبودید. برای ما پسر شما هنرمند بزرگی است.
دست مریزاد...
*ممنون از آیدای عزیز برای لینک مطلب
سهم سينماي ايران از اين فستيوال دو جايزه بود .
حامد بهداد عنوان بهترين بازيگر جشنواره ابوظبي را نصيب خود كرد.
به گزارش «باني فيلم»، در مراسم اختتاميه اين فستيوال كه شب گذشته برگزار شد يكي از جوايز اصلي جشنواره ابوظبي به بازيگري از سينماي ايران رسيد.
حامد بهداد كه از ابتداي حضورش در عرصه سينما بارها نامزد دريافت جايزه از جشنواره فيلم فجر و جشن خانه سينما شده بود سرانجام موفق شد اولين جايزه بازيگرياش را از يك فستيوال غيرايراني بگيرد. بهداد اين جايزه را به خاطر بازي در فيلم «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» بدست آورد. اين بازيگر البته شب گذشته در اختتاميه اين مراسم حضور نداشت و به خاطر بازي در فيلم «آدمكش» در تهران بود.
بهمن قبادي كارگردان «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» نيز شب گذشته يكي از جوايز اصلي اين فستيوال را نصيب خود كرد تا سهم سينماي ايران از جشنواره ابوظبي دو جايزه باشد.
«درباره الي» ديگر فيلم ايراني نيز در بخش خارج از مسابقه اين جشنواره به نمايش درآورد. جشنواره ابوظبي از هشتم اكتبر در پايتخت امارات آغاز شده كه رياست هيأت داوران آن برعهده عباس كيارستمي بوده است.
نیمی از فیلمهاي سومين جشنواره MEIFF ابوظبی محصول كشورهاي خاورمیانه و شمال آفریقا بودند و فیلم های انتخاب شده برای شرکت در جشنواره امسال توسط کمیتهای از کارشناسان بینالمللی متشكل از پیتر اسكارليت، انتشال التميمي، رشا سلطي و تيريزا كافيناو كيلين كوين برگزیده شدهاند. در بخش فيلمهاي مستند نیز فيلم ايراني - عراقي «همه مادران من» ساخته ابراهيم سعيدي و زهاوي سنجاوي به نمايش درآمد.
جوايز فيلمهاي بلند این جشنواره نیز این گونه اعلام شده بود:
100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند سینمایی، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان، 100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند از خاورمیانه، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان جدید شرق میانه، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر مرد، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر زن.
*ممنون از
لینک های مربوطه:
Khaleej Times Online و The National Newspaper
از طرف خودم و همه دوستان این جایزه رو به حامد بهداد عزیز تبریک میگم ![]()
![]()
![]()
"ستایش" اگرچه بازیگران حرفهای و سوژهای جذاب داشت اما آن طور که باید دیده نشد و زمانی که رحمانی ساخت دومین فیلمش را شروع کرد کمتر کسی به یاد میآورد که این کارگردان تازهوارد سینمای ایران پیشتر بخت خود را در کارگردانی آزموده است. "دلخون" مسیری متفاوت با "ستایش" دارد و اگر چه طبق گفته کارگردان هر دو فیلم در حوزه علایق و دیدگاه او است ، اما در "دلخون" با چهرهای تازه از رحمانی مواجه میشویم.
رحمانی این بار کارگردانی است که در ستتایش زندگی و زنده ماندن صحبت میکند، قصهاش را به فضای سرد و ساکن زندگی یک محکوم به مرگ میبرد و تلاش میکند از میان بازی تلخ و تراژیک مرگ و زندگی به نقطهای روشن و نورانی برسد. نقطهای که انسان را شایسته زندگی، امید و مهربانی میداند.
"دلخون" فیلم حامد بهداد است، این را خیلیها که "دلخون" را دیدهاند گفتهاند. حامد بهداد در نقشی جذاب حضوری به یاد ماندنی دارد. نقش این فرصت را به او میداده که آن چه در توان دارد برای جلب نظر مخاطب به کار ببند و او مثل هر بازیگر باهوش دیگری از این فرصت به خوبی استفاده کرده است.
او تنها بازیگر نقش اصلی نیست. نقشی که در فراز و فرودهای داستان از قامت یک شیطان به سیمای یک فرشته میرسد، از مرز سیاهی میگذرد و قضاوت درباره خود را به چالشی سخت برای مخاطب تبدیل میکند. بهداد در بازی بیرونی، واکنشهای تند و استفاده از میمیک چهره قابلیت فراوان دارد و در "دلخون" از همه اینها به شکل کنترل شده و هوشمندانه استفاده کرده است.
طبیعی است که درخشش او بازیگران دیگر فیلم را زیر سایه قرار داده است. الناز شاکردوست بازیگر پرکار سالهای اخیر و ستاره فیلمهای تجاری بازی قابل قبولی دارد و به عنوان یک عنصر تبلیغاتی میتواند عامل جذب مخاطب شود. پوریا پورسرخ که در تلویزیون محبوبیت بیشتری نسبت به سینما دارد و هنوز در سینما نتوانسته نقشی قابل توجه بازی کند، در نقشی مکمل در "دلخون" نمره قبولی میگیرد.
آنهایی که "دلخون" را در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر دیدند انتظار داشتند هیئت داوران این بار با قاطعیت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به او بسپارند، اما در میان ناباوری بازهم و مانند تجربههای قبلی، بهداد نتوانست سیمرغ بلورین را به دست بیاورد و در بخش فیلمهای اول تنها یک دیپلم افتخار نصیب این بازیگر شد.
رحمانی سه بازیگر اصلیاش را طوری انتخاب کرده که بتوانند برای تماشاگر جذاب باشد و برای دیدن این درام تلخ اجتماعی ترغیب شوند. مثلث بهداد، شاکردوست و پورسرخ امتیازی برای "دلخون" است و آمار فروش فیلم نشان میدهد مخاطب هم از این ترکیب راضی است.
"دلخون" نمیتواند یک فیلم پر فروش باشد، قابلیت تبدیل شدن به فیلمی که تماشاگر کلافه و خسته این روزها را سرگرم کند ندارد، مثل بیشتر فیلمهای پرفروش ماههای اخیر یک کمدی مفرح نیست و پایان تلخ دارد. اما استقبال از فیلم در میانه اکران انواع و اقسام فیلمهای پرمخاطب برای سازندگان آن یک پیروزی به شمار میآید. "دلخون" بیش از 160 میلیون تومان فروش داشته که برای فیلمی تلخ و اجتماعی در شرایطی که از این فیلمها استقبال نمیشود، قابل قبول است.
الناز شاکردوست ستاره این فیلم، فیلم سینمایی "کیش و مات" را هم روی پرده داشت که فروش خوبی داشته و پرمخاطبترین فیلم اکران دوم تابستان بوده، فیلمهای دیگر اکران هم هریک رقیبانی قوی برای جذب مخاطب هستند که امتیازهای کافی برای جلب نظر مخاطب دارند اما "دلخون" در این فضا توانسته به فروش قابل قبول دست پیدا کند و این نشان میدهد سینمای اجتماعی با همه ضعفها و کاستیهایش میتواند دوباره قد علم کند و از میان انبوه فیلمهای عامهپسند مخاطب جذب کند.
پایان تلخ و تراژیک فیلم برای آن یک امتیاز محسوب میشود، رحمانی نخواسته برای رضایت مخاطب و جلب نظر او پایانی خوش و تحمیلی برای این فیلم تلخ اجتماعی درنظر بگیرد. فیلم با همه قوت و ضعفش از طریق این پایانبندی دوباره جان میگیرد و سرپا میایستد.
رحمانی هنوز برای رسیدن به قامت یک فیلمساز کامل و پخته اجتماعی فاصله زیاد دارد، اما "دلخون" لحظههای گرم و خوبی دارد که ضعفهای بعضی بخشهای دیگر را میپوشاند. فیلم به دلیل همین لحظههای تاثیرگذار و موضوع متفاوتش سرپا مانده است و البته پس از پایات تیتراژ آنچه در ذهن تماشاگر باقی میماند بازی حامد بهداد است که "دلخون" بدون تبدیل به فیلمی کاملا معمولی با موضوعی تکاندهنده میشد.

نمایش دو فیلم "درباره الی " و "کسی از گربههای ایرانی خبر نداره" به همراه میزگردی درباره سینمای نوین ایران از جمله برنامههای پنجاه و سومین دوره جشنواره فیلم لندن است.
به گزارش خبرنگار مهر، سایت رسمی جشنواره فیلم لندن اعلام کرد نشست بررسی سینمای نوین ایران روز جمعه 23 اکتبر با حضور گروهی از فیلمسازان، روزنامهنگاران و کارشناسان فرهنگی برگزار و در آن موضوعهایی که سینمای امروز ایران را تحت تاثیر قرار داده به همراه امیدها و آرزوهایی برای آینده مرور میشود.
فیلم سینمایی "درباره الی" اصغر فرهادی پس از درخشش در جشنوارههای برلین و ترایبکا روزهای 20 تا 22 اکتبر در بخش جنبی Film on the Square جشنواره لندن به نمایش درخواهد آمد. سایت جشنواره فیلم را یک درام ایرانی پیچیده از خالق آثاری چون "شهر زیبا" و "چهارشنبهسوری" توصیف کرده است.

"کسی از گربههای ایرانی خبر نداره" (No One Knows About Persian Cats)بهمن قبادی هم که بهار امسال در جشنواره معتبر کن حضور داشت، روزهای 24 تا 26 اکتبر در پنجاه و سومین دوره جشنواره فیلم لندن به نمایش عمومی درخواهد آمد. پنجاه و سومین جشنواره فیلم لندن روز 14 اکتبر با نخستین نمایش جهانی انیمیشن سینمایی "آقای فوکس شگفتانگیز" به کارگردانی وس اندرسن آغاز میشود و با نمایش "پسر ناکجاآباد" نخستین تجربه کارگردانی سم تیلر ـ وود بریتانیایی با موضوع دوران کودکی جان لنون به پایان میرسد.
*وبسایت جشنواره فیلم لندن (BFI London Film Festival)
یک سری فیلم قدیمی که تو این دو روز تو سینما های منتخب پخش میشه.دیدن یه فیلم قدیمی و دوست داشتنی رو پرده سینما لذت بخشه.
از حامد بهداد سه فیلم تو این برنامه هست.
روز سوم،این زن حرف نمیزند و کافه ستاره.من اطلاعات این فیلم ها رو بزرگ میکنم تا پیدا کردنش براتون راحت تر باشه.بهتون پیشنهاد میکنم این فرصت از دست ندیدن همیشه دیدن یه فیلم خوب تو سینما یه حس دیگه داره.
به گزارش خبرگزاری مهر، آثار برگزیده 12 جشن خانه سینما روزهای 23 و 24 شهریورماه در پردیسهای سینمایی آزادی، زندگی، ملت و رازی، سالنهای اریکه ایرانیان و سپیده و شهرستانهای ارومیه، تبریز، شیراز، رشت، اهواز و گلستان روی پرده میروند.
پردیس سینمایی آزادی: دوشنبه 23 شهریور ساعت 21 "قطعه ناتمام" مازیار میری، 21:30 مستندهای "قصه شب"، "چشم هزار چشمه"، "بومهای سنگی"، 23 "شبهای روشن" فرزاد موتمن و 23:30 "مرد عوضی" محمدرضا هنرمند. سهشنبه 24 شهریور ساعت 21 "سربازهای جمعه" مسعود کیمیایی، 21:30 "دیوار" محمدعلی طالبی، 23 "اتوبوس شب" کیومرث پوراحمد و 23:30 "روز سوم" محمدحسین لطیفی (نامزد بهترين فيلم از جشن سينما)
پردیسهای سینمایی ملت و رازی: دوشنبه 23 شهریور ساعت 21 "عصر جمعه" مونا زندی حقیقی، 21:30 "مصائب شیرین" علیرضا داودنژاد، 23 "بودن یا نبودن" کیانوش عیاری، 23:30 "قاعده بازی" احمدرضا معتمدی، سهشنبه 24 شهریور ساعت 21 "کودک و سرباز" رضا میرکریمی، 21:30 "شوکران" بهروز افخمی، 23 "کاغذ بیخط" ناصر تقوایی و 23:30 "این زن حرف نمیزند" احمد امینی(نامزد بهترين فيلم از جشن سينما)
پردیس سینمایی زندگی: دوشنبه 23 شهریور ساعت 21 " کافه ستاره" سامان مقدم( نامزد بهترين فيلم از جشن خانه سینما )، 21:30 "کاغذ بیخط" ناصر تقوایی و 23 "سگکشی" بهرام بیضایی، 23:30 "آژانس شیشهای" ابراهیم حاتمیکیا. سهشنبه 24 شهریور ساعت 21 "زندان زنان" منیژه حکمت، 21:30 "خانهای روی آب" بهمن فرمانآرا، 23 "عروس آتش" خسرو سینایی و 23:30 "معجزه خنده" یدالله صمدی.
اریکه ایرانیان: دوشنبه 23 شهریور ساعت 21 "آواز قو" سعید اسدی، 21:30 "کافه ترانزیت" کامبوزیا پرتوی، ساعت 23 "لاکپشتها هم پرواز میکنند" بهمن قبادی، 23:30 "نفس عمیق" پرویز شهبازی. سهشنبه 24 شهریور ساعت 21 "ما همه خوبیم" بیژن میرباقری، 21:30 "زیر پوست شهر" رخشان بنیاعتماد، 23 "تقاطع" ابوالحسن داودی و 23:30 "فرزند خاک" محمدعلی آهنگر.
سینما سپیده: دوشنبه 23 شهریور ساعت 21 "لیلا" داریوش مهرجویی، 21:30 "همنفس" مهدی فخیمزاده، 23 "جنایت" محمدعلی سجادی، 23:30 "شب یلدا" کیومرث پوراحمد. سهشنبه 24 شهریور ساعت 21 "باد در علفزار میپیچد" خسرو معصومی، 21:30 مستندهای "بانوی گل سرخ"، "پشت فرمان زندگی" و "مجسمههای مرگ"، 23 "قدمگاه" محمدمهدی عسگرپور و 23:30 "شهر زیبا" اصغر فرهادی.
به گزارش سایت سینمای ما «بابك برزويه» عكاس سينماي ايران از انتشار كتاب عكسهاي فيلم «محاكمهدرخيابان» همزمان با اكران اين فيلم خبر داد.«بابك برزويه» عكاس سينماوتلويزيون اظهار داشت: اين كتاب كه حاوي عكسهاي صحنه و پشت صحنه فيلم است در قطع رحلي، در 186 صفحه و با كاغذ گلاسه منتشر خواهد شد.
وي افزود: «نشر ثالث» قرار است همزمان با آغاز نمايش عمومي اين فيلم، كتاب «عكسهاي محاكمه در خيابان» را منتشر كند.
برزويه گفت: «مسعود كيميايي» بر اين كتاب-عكس حاوي 80 عكس صحنه و 70 عكس پشت صحنه، مقدمه نوشته است.
به گزارش فارس، همزمان با آغاز نمايش فيلم سينمايي «محاكمه در خيابان» ساخته «مسعود كيميايي» در گروه سينمايي استقلال (بعد از پايان نمايش فيلم «بيپولي») -احتمالا اواسط آبانماه- مراسم رونمايي از اين كتابعكس با حضور عوامل و بازيگران فيلم در نشرثالث برپا خواهد شد.
در «محاكمه در خيابان»، پولاد كيميايي، حميدرضا افشار، حامد بهداد و شبنم درويش بازيگران فيلم هستند و در دو داستان ديگر، محمدرضا فروتن، نيكي كريمي، شقايق فراهاني، نگار فروزنده، محمد مؤيد، اكبر معززي و علياصغر طبسي بازي ميكنند.
در ادامه میتونید گفتگوی مسعود کیمیایی درباره تازه ترین فیلم اش"محاکمه در خیابان" و صحبت هاشون رو درباره ی بازی نیکی کریمی،محمدرضا فروتن و حامد بهداد رو که مریم ضیغمی انجام داده بخونید.
استاد مسعود كيميايي از شرايط ساخت و توليد فيلم جديدتان «محاكمه در خيابان» برايمان بگوييد؟
محاكمه در خيابان فيلمي خياباني است و روايتگر زندگي جواني است كه اتفاقي برايش به وقوع ميپيوندد. اين جوان طي 2 ساعت در ترافيك 5 بعدازظهر تهران فرصت دارد كه تكليف خود را با زندگياش روشن كند. در واقع روشنتر مي توانم بگويم پسر جواني است كه قصد دارد با دختري ازدواج كند كه در آخرين لحظه به او ميگويند كه عروسي اش را متوقف كند چون اين دختري كه قصد ازدواج با او را دارد در گذشته با مرد زنداري ازدواج كرده است و آن مرد آژانس دارد. داماد 2 ساعت وقت دارد كه راننده آژانس را پيدا كند و تكليف خودش را روشن كند.
مهمترين فرق اين فيلم با بقيه ساختههايتان در چيست؟
فرقي در بيخ و بن فيلم وجود ندارد. چون فيلمهاي من فرق بنيادي با هم ندارد. فرق اين فيلم با ساير فيلمهايم در فرم و انتخاب داستان است كه با چه لحن و لهجهاي ديالوگها بيان شود. «محاكمه در خيابان» فيلمي خياباني و به روش دوره فيلمهاي سياه و سفيدم است.
بيشترين لوكيشنهاي اين فيلم در خيابان است فيلم برداري در زمستان برايتان سخت نبود؟
خير- سختي و سرماي زمستان نبود، به طور تقريبي هوا از سوز زمستاني افتاده بود. دي ماه تهران آن قدر سرد نيست.
نيكي كريمي را چه طور شد كه بعد از سالها براي بازي در اين فيلمتان انتخاب كرديد؟
كريمي بازيگر خوبي است. اتفاقا چه بازي درخشاني در فيلمم از او ديدم. او به واقع بسيار خوب هنرآفريني كرد.
استاد! شما آرزوي حامد بهداد را برآورده كرديد. زيرا هميشه ميگفت كه يكي از آرزوهايش بازي در فيلم هاي شماست.
بله، تستي صورت گرفت كه ايشان انتخاب شد. به هر جهت به خاطر بازي خوبش در كار بعدي ام از او استفاده ميكنم.
از بازيگران كارگاه بازيگريتان بگوييد كه در فيلم جديدتان «محاكمه در خيابان» ايفاي نقش كردند. آيا از بازي آنها راضي بوديد؟
در اين فيلم از 3 نفر از بچههاي كارگاه و مدرسه بازيگريام در پشت دوربين استفاده كردم و در جلوي دوربين نيز نقشهاي اول مربوط به بچههاي مدرسهام است كه 4 نفر هستند 2 آقا و 2 خانم. به نظرم آن ها فوقالعاده و بينظير بودند حالا فيلم روي پرده ميآيد و بازي شان را خواهيد ديد و سخنانم را تصديق خواهيد كرد. خانم شبنم درويش، آقاي محمد مويد و خانم سارا حمزه كه او از بچههاي پشت دوربين است و دستيار كارگرداني اولين فيلمش را با فيلم من شروع كرده است و بعد از اين فيلم شروع به فيلمسازي ميكند. البته ساير بچهها نيز در اين حرفه فعاليت حرفهاي خود را آغاز ميكنند.
فروتن چه طور براي فيلم انتخاب شد؟
فروتن خيلي باتجربه شده است. او تقريبا دارد پا به سن بازيگري ميگذارد. يعني به اصطلاح از آن بازيگر نوجوان و جوان تقريبا دارد دور ميشود و از آن دايره بيرون مي آيد. فروتن به كاراكترهاي فيلمهايم نزديك شده است.
از بازي پسرتان پولاد بگوييد ؟
درباره بازي پولاد هيچ وقت چيزي نخواهم گفت. شما بايد روي پردهبازي او را ببينيد و نظر دهيد. پولاد در بازيگري خيلي تغيير كرده است. او در بازيگري بالغ شده است.
خيلي برايمان جاي سوال بود استاد مسعود كيميايي كه سينماي سختي دارد چرا در چند فيلم آخرش نقشهاي اصلي را به پولاد سپرده است؟
به هر صورت آن قدر ميدانم كه انتخاب پولاد به عنوان بازيگر نقشهاي اول فيلمم ريسك نيست. پولاد در بازيگري به توانايي بالايي رسيده كه بتوان نقش اصلي را به او سپرد. به عنوان پدر نميتوانم از او تعريف كنم ولي به عنوان يك كارگردان وقتي نقش اول فيلمم را به او دادم معنياش اين است كه مي تواند از پس نقشش برآيد.
انشاءا... فيلم چه زماني اكران ميشود؟
«محاكمه در خيابان» حول و حوش عيد فطر آماده مي شود.
در حال حاضر در چه مرحلهاي است؟
اكنون مرحله مونتاژ و موسيقي فيلم به پايان رسيده و مرحله صداگذاري آن آغاز شده است.
استاد كيميايي فيلم جديدي در دست ساخت نداريد؟
هنوز ساخت فيلم جديدم معلوم نيست كه چه زماني آغاز شود. داستاني دارم كه در بنياد سينمايي فارابي دادهام تا تصويب شود.
خلاصهاي از داستان فيلم را برايمان بيان ميكنيد؟
داستان اين فيلم در دوره دموكرات ها طي سالهاي 1328 -1329 در تهران اتفاق ميافتد و ادامه اين داستان به سالهاي 1357 بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كشيده ميشود كه در مسكو مي گذرد. ميتوان گفت زندگي آدمهاي دست دوم سياسي است كه هميشه در حاشيه حزب ها زندگي ميكنند.







