سلام
امشب تو ویژه برنامه ی شبکه یک که اجراش رو فرزاد حسنی بعهده داشت، رسول صدرعاملی رو دعوت کرده بودن و ۴۵ دقیقه مهمان برنامه بود!
۱۵ دقیقه در مورد زیارت و زائر و علت ساخت فیلمهایی با تم زیارت بحث کردن...۲۰ دقیقه هم در مورد فیلم "شب" صحبت کردن و البته دو تیکه از فیلم رو هم نشون دادن! یاد خسرو شکیبایی هم بخیر! ![]()
۱۰ دقیقه ی آخر هم سهم "هرشب تنهایی" بود...رسول صدرعاملی توضیح داد که برای نقش عطیه ابتدا با هدیه تهرانی به توافق رسیده بودن و بعد به دلایلی این همکاری شکل نگرفته و از لیلا حاتمی دعوت به همکاری کرده...و ابراز خوشحالی کرد از این همکاری و گفت "حالا که نگاه میکنم میبینم این نقش برای حاتمی بوده!" در ادامه گفت حامد بهداد اعتقاد داشته که هیچ ربطی وجود نداره بین حاتمی و خودش...صدرعاملی هم بعد از اشاره به حرف بهداد گفت و واقعا هم ربطی نداره...حاتمی آرام و حامد بهداد بی قرار و بعد خندید و گفت احتمالا حامد قبل از اینکه بیاد بازی کنه دوتا آرام بخش می خورده...و تشکر کرد از بهداد و گفت واقعا مایه گذاشت! و البته تشکری هم حاتمی کرد که کمی بعد از بچه دار شدنش حاضر به همکاری شده!
در آخر هم سکانسی از فیلم رو پخش کردن! من چون غافلگیر شدم با اولین چیزی که دستم اومد سعی در ضبط این تیکه از فیلم داشتم و موبایل رو برداشتم و فیلم گرفتم! کیفیتش بده و صدای درستی هم نداره ولی چک که کردم دیدم قابل تحمله و براتون آپلود کردم! با دیدن این یک سکانس آرزو کردم هرچه زودتر فیلم اکران شه...نگاههای حاتمی و بهداد خیلی دوستداشتنی بود! و آرامشی که بهداد با چنگ و دندون سعی در حفظش داره و یه جایی دیگه از دستش در میره! حالا خودتون ببینید! امیدوار مقبول بیفته!
هیچ صحبتی هم از فیلم "زندگی با چشمان بسته" نشد!
هرشب تنهایی - دانلود کنید!
باغ فردوس 2
باغ فردوس 3
مجنون لیلی - قسمت اول- قهوه خانه
مجنون لیلی - قسمت دوم- 3گره
مجنون لیلی - قسمت سوم- دعوا با عمو اکبر
زحمت لینکهای مجنون لیلی با شکوفه بوده که خیلی خیلی ازش ممنونم
از دوستی هم که
لینکهای باغ فردوس رو برام فرستاده بسیار ممنوم!!
در ضمن فایلهای مجنون
لیلی قابلیت اجرا در موبایل رو هم داره!
قسمت دوم - در کنار باران کوثری >>> اصلاح شد!
یکی از دوستان هم خواسته بود مصاحبه ی نسیم رو با بهداد بذارم...اونی که در مورد موسیقی بوده...که این مصاحبه رو مژده جان در وبلاگش گذاشته و میتونین از اونجا بخونید:
وبلاگ سینما و موسیقی
چند وقت پيش يكي از دوستان درخواست كرده بود كه قسمتهايي از بازي براندو رو براي دانلود بذارم. عذر ميخوام كه كمي دير شد.
۱. بخشی از فيلم Desirée با بازي مارلون براندو، جين سيمونز و مايكل رني
۲. بخشی از فيلم The Wild One با بازی مارلون براندو و ماری مورفی
۳. بخشی از فیلم A Streetcar Named Desire با بازي مارلون براندو و ويوين لي

***
يه يادداشت از حامد بهداد به مناسبت چهارمين سالگرد درگذشت مارلون براندو تو مجله "نقش آفرينان" چاپ شده بود كه مناسب ديدم در اينجا قرار بدم:
حامد بهداد:
شور سوگ عاشقان سينما
از مرگ «براندو» و فاجعه نبودنش در سينما روز به روز دورتر ميشويم. و اين البته اگر شور سوگ تمام عاشقان سينما و بازيگري را به رسوب ميآورد، هرگز باعث نميشود كه تاثير عميق وي در بازيگري و حتي سينما را فراموش كنيم.
چرا كه همين فاصله وي را تبديل به تحليل و تفسيري تاريخي، هنري خواهد كرد. چيزي كه بيواسطه حضور جسماني و قضاوت اخلاقياش، كار را براي منتقدين راحتتر ميسازد. اينكه هنوز تعريف مشخصي براي اصيلترين جايگاه هنرمندانه بازيگري نداريم را نميفهمم. اما خوب ميدانم ناخودآگاه جمعي، تفاوت بازيگر هنرمند و غيرهنرمند را ميشناسد. بيآنكه شناخت عميقي از مقوله مورد نظر داشته باشد.به راستي بازيگر و بازيگري چيست و رسالتش كدام است را نميدانم. اما «مارلون براندو» مهمترين سهم ممكن را در ايجاد جايگاه بازيگري دارد. سهمي كه شامل حال تمام بازيگران اقصي نقاط دنيا شده است. مستقيم يا غيرمستقيم. اين تاثير نه تنها بر آقايان بازيگر محرز و مبرهن است، كه منبعي است براي گرتهبرداري بازيگران زن در سينما. جمله معروف مريل استريپ كه ميگويد در اوايل كار از براندو الهام ميگرفته (در فيلم جوليوس سزار) را به ياد ميآورم. گرچه روايت بازي توسط آقايان بازيگر، معناي خاص خودش را از نوع جنسيت به همراه ميآورد. اما نفس هنر بازيگري شعر و شعوري است كه ميتواند وجه مشترك روح رفتار هنرمندانه هر بازيگري باشد.
چيزي كه از جنسيت جداست. مثل درك صحيح تناسبها فيمابين انسان و اشيا كه مارلون براندو استاد بلامنازع آن بود.
يادتان بياد «زنده باد زاپاتا» را هنگامي كه به قصد ترك قدرت و گرويدن به دهقانان درِ تالار رياست جمهوري را با نوك اسلحه ميگشود. طرز رفتار با اسلحه در سكانس موردنظر حتي اگر با «كازان» هماهنگ شده باشد، چه معنايي ميتواند داشته باشد جز اينكه براندو به شناخت درستي از روايت كارگردان و نويسنده رسيده است؟
آن ديالوگ معروفي كه با زور اسلحه ميتوانست ساعت جيبي را از نماينده و حاميان ملت مكزيك بستاند. در تمامي نقشهايش ردپايي ديوانهوار از خودشيفتگياش به جا ميگذارد كه اين اصليترين جذبه و ابزار كشش «براندو» محسوب ميشود. ميلي عميق به سوي پاكترين و معصومانهترين وجوه انساني خويش كه با طالع پرازدحام و هياهويش در منافات بود. لحظه لحظههاي بازياش درسي است كه راه را براي دانشجويان بازيگري كوتاه ميكند. شيوه بازيگرياش از بدو ورود به سينما، نگاه تحسينبرانگيز عيارشناسان را جذب ميكند و از طرفي ذهن خشك و منجمد سينماگران و يا ديگران را در قبض فرو ميبرد.
سبک و سیاقی که پس از سالها رنج و مشقت در حوزه پژوهش استانيسلاوسكي و ديگر پيروان مكتبش به يكباره در«براندو» شكوفا ميشود. ايستادگي در برابر چنين جذبه و جادويي لامحال بود. تما اَبَرستارگان سينماي آمريكا و اروپا تحت تاثير وي قرار ميگرفتند و آن را علني اعلام ميكردند. سوپراستارهايي كه قبل از ظهور براندو غولي بودند. مانند همفري بوگارت. جمله معروف بوگارت كه ميگويد: «من با كت و شلوار وارد سينما شدم و به عنوان يك گنگستر لات جا افتادم. اما براندو با جين و تيشرت وارد شد و به جاي يك جنتلمن در سينما جا افتاد.» اين جمله نه بابي است براي آموزش جنتلمن بودن و طرز بهكارگيري قاشق و چنگال كه اشارهاي است به طرز برخورد براندو با مقولهاي به نام سينما در سِمَت يك بازيگر. اشارهاي است از فهم جدي و عميق ذهن هنرمندانهاش درباره بازيگري، چيزي كه به راحتي در دستهاي او تبديل به هنري ناب ميشود و علاقهمندانش را به اين وا ميدارد. تا راه را براي رسيدن به درك ضرورت بازيگري از نوع زيباييشناسانه آن ساده و كوتاه كند. بازيگران بزرگي از چون نيكلسون، جيمز دين، پاچينو، دنيرو و ديگر ستارگاني كه هر كدامشان در سينما و هنر بازيگري جايگاهي بس عظيم دارند و جالب توجه آنكه هر كدام از همين هنرمندان چه تعريف و توصيفي درباره براندو دارند.
جمله معروف هاپكينز كه ميگويد: او يك شاعر بود. چيزي كه خود براندو در مصاحبههايش به آن اشاره كرده بود: «بازيگري در غايت خود تبديل به شعر ميشود.» مثالهاي بيشماري به كرات در بازي شخص عظيمالشانش ديده ميشود. آخرين تانگو در پاريس. دست در فينال فيلم. جايي كه ماريا اشنايدر به او شليك كرده و براندو ميخواهد برود روي تراس. تا پاريس را مشرف شود. هنگام خروج از سالن به تراس، پاي چپش را بلند كرده تا از آستانه داخلي به خارجي عبور كند. اينكه كجاي اين اجرا شعر است، زماني كه با مارلون براندو درهم ميآميزد فهم ميشود. يا آن صحنه كه دستكش اوا مري سنت را در فيلم «دربارانداز» بر ميدارد و به دست ميكند. اتفاق غيرمنتظرهاي كه براندو به آن جهت ميدهد و از آن استفاده بهينه ميكند. كازان در اينباره ميگويد: «هنوز نفهميدم كه براندو چگونه از پشت دوربين تا جلوي دوربين با چنين سرعتي تبديل به نقشهايش مي شود.» نوشته را نيمهكاره رها ميكنم. زنده باد براندو. خدا نگهدار.
ماهنامه فرهنگی، هنري نقشآفرينان مرداد ۸۷
***
دوستان! من براي يه مدتي نيستم، میشه گفت یه جورایی استراحت لازم دارم، اميدوارم وقتي برميگردم حامد بهداد تو فيلم يه كارگردان خوب يه نقش مناسب قبول كنه، اميدوارم
![]()
دانلود:
۱.آشنايي سروش (حامد بهداد)، ماني (شهاب حسيني) و بهروز (حميدرضا پگاه) با الهه (لاله اسكندري)
۲.گفتگوي وكيلِ الهه (كتايون رياحي) با سروش در زندان
۳.درگيري سروش و الهه
***
دو فايل شماره ۱۰ و ۱۱ هم به پست دانلود سريال «يك مشت پر عقاب» اضافه كردم.
كليپ افسون با بازي حامد بهداد (مرد معتاد)، پژمان بازغي (پليس بخش مبارزه با مواد مخدر) و مرجان محتشم (همسر مرد معتاد) و با صداي اردلان سرافراز و كارگرداني كيوان اسلامي (۲۳ مگابايت)
***
برنامه مورخ ۲۲ تير ۸۶ صندلي داغ با حضور حامد بهداد:
در ۴ بخش، هر كدام ۱۰ دقيقه از برنامه و حجم متوسط ۲۰ مگابايت
بخش اول شامل: معرفي، رشته دانشگاهي: تئاتر، آينده شغلي: كارگرداني، بازي براي «چاي تلخ» نيمهتمام ناصر تقوايي، ادبیات و شعر خراسان
بخش دوم شامل: ادامه بحث ادبیات و شعر خراسان، تماشاي اولين فيلم در دوران كودكي، كمك اسم فاميل «بهداد» به شهرت وی، شتابزدگي فيلم روز سوم در عين حال تماشايي بودنش، سينماي جنگ، بخشي از پشت صحنههاي فيلم روز سوم، بخش يادگيري زبان فواد، مشكلات مردم خرمشهر و آبادان ناشي از جنگ
بخش سوم شامل: نظر حامد بهداد راجع به چارلي چاپلين، مارلون براندو، خسرو شكيبايي، باران كوثري و پرويز پرستويي، چگونگي انتخاب شدن براي «روز سوم»، بخش ديگري از پشت صحنههاي فيلم روز سوم، صحبت راجع به جنگ، رزمندگان، جانبازان و مشكلاتشان، انتخاب بيشك نقش فواد، سكانس محبوب
بخش چهارم شامل: علاقه به هنر موسيقي، علاقه به ورزش بوكس، طول دوام در حرفه بازيگري، نذر دوران كودكي، پايان برنامه و پخش بخشهايي از پشت صحنه فيلم روز سوم
***
در ضمن!
گزارش سخنراني حميد سمندريان در خانه سينما كه قبلتر خبرش را داده بودم به همان پست سبك در بازيگري اضافه كردم، اميدوارم مفيد فايده باشد![]()
این هم بخشهایی از سریال "سایه آفتاب". به مرور بقیه بخشهای دیدنی بازی بهداد در این سریال را در همین پست قرار میدهم.
۱. مرگ رضا ( ۶.۵ مگابایت)
۲.دیدار رضا و شیما ( ۴.۸ مگابایت)
۳.مشاجره رضا و علی در قهوه خانه ( ۴.۷ مگابایت)
۴.مرشد و رضا در زور خانه ( ۵.۵ مگابایت)
۵.بحث رضا و الهام مقابل خانه علی و دیالوگ به یادماندنی طلای رفاقت و مس بی کسی (۵.۸ مگابایت)
۶.مشاجره رضا با مادر و الهام و سیلی خوردن الهام (۶.۶ مگابایت)
۷.گفتگوی رضا و مادرش سر مساله ازدواج علی و الهام (۵.۸ مگابايت)
۸.دزدي كردن رضا و مچگيري علي از رضا (۵.۸ مگابايت)
۹. خريدن كتاب ناياب الهام توسط رضا (۳.۸ مگابايت)
۱۰.برگرداندن الهام به خانه بعد از درگیری و کتک خوردنش توسط رضا (۵.۹ مگابایت)
۱۱.خواندن رضا براي گلريزون (۶.۷ مگابايت)
۱۲.رضا بر مزار كلاريس (۴ مگابايت)
۱۳.تیتراژ سریال (فایل صوتی)
۲.بحث امیرحسین و پدرش با مادر و غزاله سر حاملگی مهشید قسمت ۴ ( ۵.۸ مگابایت)
۳.درددل و گریه امیرحسین مقابل مادرش قسمت ۶ ( ۴.۷ مگابایت)
۴.عکس خانوادگی و شوخی امیرحسین با خواهرزاده اش قسمت ۹ ( ۳.۸ مگابایت)
۵.خداحافظی امیرحسین از مادر و بهناز بعد از فراری دادن سرمدی قسمت ۱۵ ( ۴.۸ مگابایت)
۶.درخواست غزاله و امیرحسین از خلعتبری برای طعمه شدن قسمت ۱۶ ( ۵.۷ مگابایت)
۷.خبردارشدن امیرحسین از خودکشی و مرگ مهشید در خانه خلعتبری قسمت ۱ (۵.۸ مگابایت)
۸.کتک خوردن امیرحسین در سرویس پادگان عجب شیر قسمت ۱ (۴.۹ مگابایت)
۹.شوخی امیرحسین با خواهرش مهشید قسمت ۱ (۳.۱ مگابایت)
۱۰.خواندن اعترافات خلعتبري قسمت ۱۴ (۵ مگابايت)
۱۱.سوءقصد اميرحسين به نورث (۶ مگابايت)
در صورت تمایل به دانلود تمام قسمتها میتوانید با عضویت در گروه حامد بهداد در یاهو لینکهای دانلود سریال را از بخش فایلهای گروه دریافت کنید. آدرس گروه:
http://movies.groups.yahoo.com/group/Hamed_Behdad
*از قسمت ۱۶ سکانس درگیری و مرگ خلعتبری (حجم ۵.۵ مگابایت)
مرگ خلعتبری
*از قسمت ۸ سکانس دیدار غزاله و امیرحسین در پادگان در روز سال نو (حجم ۵.۷ مگابایت). من خودم این سکانس رو خیلی دوست دارم؛ هم به خاطر موسیقیش و هم به خاطر حال و هوای زیبای حاکم بر فضا و البته به خاطر شکوفه های خوشگلی که پشت غزاله با نسیم بهاری می رقصند.
دیدار غزاله و امیرحسین در پادگان
*از قسمت ۱۰ سکانسی که امیرحسین در خواب دیدن مهشید را برای غزاله تعریف می کند (حجم ۳.۷ مگابایت). این سکانس رو هم براتون گذاشتم.خودم خیلی دوستش داشتم که دلیلش رو نمیگم
تعریف خواب دیدن مهشید به غزاله
سمانه ع هستم و از این به بعد با نام نویسندگی هیوا افتخار همکاری با هاله عزیز رو در این وبلاگ دارم. برای شروع هم لینک دانلود ویدئوی نشست فیلم آدم رو برای دوستانی که نتوانستند در سه پست قبلتر دانلود کنند در اینجا قرار میدم. به زودی هم قسمتهایی از سریال یک مشت پر عقاب را خواهم گذاشت.
صحبتهای حامد بهداد در نشست فیلم "آدم"
دانلود ترانه "مرگ هدایت" با صدای حامد بهداد-فیلم مجنون لیلی
هاله: بچه ها از اونجایی که نصف زحمتهای وبلاگ همیشه به گردن سمانه جان بوده، من گفتم خودش که زحمتو میکشه خودش توی وبلاگ هم بزاره...سمانه خیلی بهتر از من مینویسه...امیدوارم سمانه بتونه رخوت وبلاگ رو که البته ناشی از تنبلی های منه جبران کنه!





